نكنند « 1 » و از وصل معشوق بازندارند و توان آموخت چون معشوق را يافتى ادب و خدمت او چگونه نگاهدار تا ترا نرانند « 2 » و سياست نكنند . اما خواستن معشوق و درد طلب او ، بيدارى شب و بيقرارى روز « 3 » انتظار وصل معشوق ، هيچكس در باطن كسى نتواند نهاد .
و ديگر فرمود كه لازمست كه هر كرا شيخ به مريدى گيرد او صاحب كمال گردد . چه در اصل فطرت مىبايد او را مايهء كمال باشد و همچنين سنت مشايخ نيست كه در هر كس آن كمال مشاهده نكند او را از در برانند ، بلكه بسيار كس را تربيت بكنند تا يكى به كمال رسد « 4 » و شيخ همچون صيادست كه دام مىنهد لازم نيست كه همه شاهباز در دام افتد وگر « 5 » به دست صياد بودى همه شاه بازگرفتى . اما اين سعادت از روزن تقدير « 6 » مىتابد . و صياد گاه باشد كه مرغكى هست كه آن را شاهين مىگويند و چرغ و باز به گرفتن او حريص باشند ، اول او را بگيرند و از گرفتن او نه آن مراد مرغكيست . مقصود آنست كه به سبب او شكارى در دام افتد تا او را در دام بندد . چون شاهين او را بيند به قصد او آيد و در دام افتد .
هامش
( 1 ) . در نسخه ( نكند ) است .
( 2 ) . در نسخه ( ندانند ) قياسى تصحيح شد .
( 3 ) . در نسخه ( رو ) است .
( 4 ) . تشخيص استعداد و استعدادپرورى يكى از شيوههاى رايج و بسيار پسنديده عرفان ايرانى است ( رفيع ) . چنان كه فريد الدين محمد عطار نيشابورى شاعر عارف قرن ششم و هفتم هجرى گفته است :صد هزاران مرد گم گردد مدام * تا يكى اسراربين گردد تمام( 5 ) . در نسخه ( دگر ) آمده است .
( 6 ) . روزن تقدير . چه تركيب مليحى است ( رفيع ) .