تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين في معرفة رب العالمين ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
تمثيل « 1 » - تعين انايى جزيى « 2 » مثلا به انكسار مرتفع شود و بر او اطلاق فنا و عدم نكنند « 3 » با آنكه سفال را باقى خوانند و عليهذا چون سفال خاك و خاكستر شود . پس بقاى اسم همان وجود است كه با تعين انايى بود كه در سفال اطلاق مىكنند ، و اگر نه سفال را حادث گفتندى نه باقى :
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ
( 3 / 169 ) . حقيقت - ظهور وجود تجليات وجه باقى چون در مظاهر متوافقه بود اسم بقا كه لازم وجود ظاهر است در آن مظهر ظهور كند ، چه ملايمت و توافق در طور خويش يعنى در عالم كثرت مظهر عالم وحدت و حسن وجه باقىاند و باز چون ظهور آن در مظاهر غير متوافقه بود فنا كه عدم مظهر است ظاهر گردد . چه عدم توافق و مخالفت عدمى در اين طور « 4 » مظهر كثرت و قبح وجه فانى عدم ممكن است :
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ ، وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
( 55 / 26 و 27 ) . رمز - مدرك از وجه ظاهر حس در اين نشأه دنيا است و مدرك از وجه باطن عقل در اين نشأه آخرت است و در نشأه ديگر قضيه منعكس بود و خط وهمى ميان ظهور و بطون برزخ حدوث است و تتمه اين حقيقت در اسم ظاهر و باطن گفته شد :
وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
( 23 / 100 ) . نكتة - مسافت ميان دنيا و آخرت از مقوله كيف است : من مات فقد قامت قيامة ، و كميت تابع آن : بعثت انا و الساعة كهاتين ، يوم
إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً ، وَ نَراهُ قَرِيباً
( 70 / 6 و 7 ) . حقيقت - گفته شد كه تعين در هر طرفة العين منتفى و متجدد مىگردد و انتفاى جزو مستلزم انتفاى كل است و وجود حق تعالى فياض مطلق است و واهب الصور بىعلت و
هامش
( 1 ) - الف : حقيقت ( 2 ) - ب ، ج ، د : جرمى و جوفى ( 3 ) - الف : كنند ( 4 ) - الف ، ب : ظهور