باب ششم در تعين حركت و تجدد تعينات
حقيقت - تجدد تعينات ، به حسب اقتضاى ذاتى ، كه نسبيهاند و نسبيت عرض است ، و العرض لا يبقى زمانين . و به حسب اقتضاى منتسبين اعنى الوجود و العدم طالب و مشتاق عدماند ، و بر سرعت تمام سارى و متحرك به مركز فطرت ذاتى خودند كه عدم است ، به مثابت جواهر به مراكز « 1 » :
وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ
( 27 / 88 ) .
حقيقت - ظهور سرعت سريان تعين در زمان از بديهيات است ، كه در هر طرفة العين حال را تجددى حاصل مىشود تا در مرتبه « 2 » خويش محكوم عليه نمىگردد به ادراك « 3 » ، چه هر يك از اجزاى آنات او مانند نهر جارى و خط ممتد مىنمايد .
همچنين تجدد تعين مكان و سرعت سريان آن ظاهر است ، چه هر يك از اجزاى جسم محيط كه محل مكان است در حركت مستدير اقتضاى اخفاى جزو ديگر مىكند ، و شبهت « 4 » نيست كه مكان مجموع اجزاى آن جسم است و تجدد تعين حركت از ضروريات است ، از آنكه خروج از قوه به فعل جز به طريق تدريج صورت نبندد ، مگر به تصور مبدأ و منتها و عدم سكون متحرك بينهما .
و چون زمان و مكان و حركت در هر طرفة العين مبدل گردد ، ضرورت بود كه جهات و اجسام و اعراض ديگر بدين و تيره روند ، كه محقق است كه هر آنى و جزوى را از مكان و حركت با هر يك از معروضات ايشان نسبتى است غير نسبت اول ، و هر يكى در هر طرفة العين به حسب لبس و خلع تعين وجودى و عدمى خاص مىيابند ، و اين معنى را محبوس و مقيد زمان و مكان در نيابد :
بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ
( 50 / 15 ) .
هامش
( 1 ) - الف : مركز
( 2 ) - الف ، ب : رتبت
( 3 ) - ب ، ج ، د : سرعت
( 4 ) - الف : شك