اعلا است و آن كتاب اسم « المدبر » مىباشد ، هم چنان كه لوح محفوظ ام الكتاب مفصل و ام الكتاب مبين است ، و آن حقيقت الحقايق و عبارت از « عماء » عالم است .
88 / 4 پنجم « نون » اقدار و مقدّرات است و آن عبارت از امّ الكتابى است كه در روحانيت روح قمر و روحانيت فلك آن قرار گرفته است ، و آن آسمان اسم « الخالق » است و محل اجتماع تابشهاى عالى و نورهاى مختلف و اتصالها و انفصالها است .
89 / 4 گويم : از آنجا كتاب محو و اثبات بين جزئيات نقش مىپذيرد .
90 / 4 اگر گويى : چگونه تعدّد در مراتب الهى حقى - هم فاعل و هم قابل - تصور مىشود به طورى كه بين آنها نسبت « نرى و مادگى » حاصل مىشود ؟ در حالى كه وحدت ؛ پيش از ظهور مظاهر خلقى ويژهترين صفات آن است .
91 / 4 گويم : وحدت حق حقيقى است و اين مراتب امورى اعتبارى و نسبىاند ؛ همچنان كه ترتيب بين آنها نسبى است نه وجودى ، پس مجموع در واقع يك امر است و ذاتا يكى است ؛ و آن ذات حق تعالى و تجلى احدى او است كه وجوهى چند بر آن دلالت دارند :
92 / 4 نخست اينكه گفته شد : مرتبهء جمع و وجود ؛ با اينكه وحدت صرف حقيقى است ؛ از جهتى متصف به احديت و از جهت ديگر به واحديت متصف مىباشد .
93 / 4 دوم اينكه : در نزد محققان « واحد احد » يك اسم مركب است مانند « بعلبك » .
94 / 4 سوم اينكه گفته شد : اعتبار فاعليت به واسطهء تجلى و قابليت به سبب تعيّن است ، با اينكه هر دو يك چيزاند كه به اعتبار سخنگو بودن ذات با خودش - به كمالاتش - حاصل آمده است و از جمله احكام آن ( ذات ) ميل به ظهور و كمال جلا و استجلا مىباشد .
95 / 4 چهارم چيزى است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير « اياك نعبد » بيان داشته كه : انسان كامل در هر عصر و زمانى از حيث يكى از دو وجه اين مرتبه است ، يعنى وجهى كه در مرتبهء پائين غيب ذات حق است كه با آن نه مغايرت و ضديّتى دارد و نه از آن امتياز دارد ، و از غيب ذات و شئون آنكه عبارت از حقايق اسماء است . تعبير به « نحن - ما » و « انا - من » و « لدينا - نزد ما » و امثال اينها مىشود ، و از حيث وجه ديگر كه در او ( انسان كامل ) اعيان و احوال آنها نقش مىشود ؛ از آنها و از او - از آن جهت كه آنهايند - و به زبان آنها ؛ و نيز از آن
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 346
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٣٤٦