انگيزه آن همين محبت الهى است كه از بيانش به دست مىآيد كه فرمود : دوست داشتم شناخته شوم ( و آن محبت الهى ) حكمش در وجود عام كه جفت با اعيان ممكنات است ظاهر است . و آن ( محبت الهى ) جلا و استجلا است كه گاهى از حكم آن تعبير به عبادت و گاه ديگر به معرفت تعبير مىشود ، چنان كه بيان الهى :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
، يعنى : پريان و آدميان را جز براى عبادت نيافريدم ( 56 - ذاريات ) تفسير بدان ( عبادت ) شده .
225 / 3 و اما تفسير دو كمال « 1 » بيانى است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير دارد كه : كمال جلا « 2 » همان كمال ظهور حق متعال به انسان كامل است ؛ و كمال استجلا عبارت است از جمع حق متعال بين شهود خودش به خودش در خودش و در آنچه كه از وى ممتاز و جدا است « 3 » ، پس به سبب امتياز غير ناميده مىشود ، در حالى كه قبلا اين چنين نبوده « 4 » . و همينطور عبارت است از مشاهدهء غيرخودش « 5 » را به خودش از جهت غير بودنش و كسى « 6 » كه از وى امتياز دارد به عين « 7 » او و عين « 8 » كسى كه از وى امتياز دارد .
226 / 3 و اما توجه ايجاد الهى كه محبت آن دو ( يعنى كمال جلا و استجلا ) باعث بر آن است سرچشمهء تمام آثار است ، براى اين كه حضرت شيخ قدس سره در اين باره چنين گفته : از آنجائى كه عالم و آنچه كه در آن است سايهء حضرت حق متعال و مظهر علم او است ؛ حكم در تمام آنچه تابع علم است سارى و جارى است .
227 / 3 گويم : و بر اين ؛ قاعدهاى « 9 » مبتنى « 10 » مىشود كه در تفسير بيان داشته و آن اين كه : هر موجود جامعى داراى صفات گوناگونى است كه وصول اثر آن به هر قابلى به حسب آغاز امر باعث بر آن ؛ و به حسب غلبه صفت حكم بر آن - در حال تأثير - و به حسب حال قابل و استعداد آن تعين مىپذيرد ، و چون توجه به واسطه غلبهء يكى از اين امور سه گانه « 11 » تعيّن
هامش
( 1 ) - يعنى هم چنان كه بيان الهى :وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ . . .تا پايان آيه تفسير به معرفت شده است .
( 2 ) - يعنى حضرت وحدانيت او .
( 3 ) - يعنى بين شهودش مر خودش را در آنچه كه از وى ممتاز و جدا است .
( 4 ) - يعنى پيش از امتياز غير نبوده .
( 5 ) - يعنى عبارت است از مشاهدهء اين غير
( 6 ) - يعنى كسى كه حق را به حق مشاهده مىكند .
( 7 ) - يعنى به عين غير
( 8 ) - يعنى مشاهدهء غير كسى را كه از او امتياز دارد به عين كسى كه امتياز دارد .
( 9 ) - يعنى موجود مؤثر كه نسبت به باقى صفات او حال تأثير و حكم كردن در قابل حاكم است .
( 10 ) - يعنى دربارهء اما تفسير دو كمال . . .
( 11 ) - يعنى امور سه گانه بيان شده ؛ از آغاز امر باعث بر آن و غلبهء صفت حال تأثير و استعداد قابل و حال آن .