تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
بعضي از خاصيت وحقيقت آفرينش دنيا را از إشارات
« إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ »
« الف » فهم كردند پس نفس ومال را در اداى حقوق عبوديت صرف كردند وبرجميع بندگان اين حضرت ، رحيم ومهربان گشتند واهتمام باداى حقوق همراهان سفر حقيقي را برخود واجب شمردند وكمر خدمت وشفقت برادران ديني را برميان جان بستند ووجود خود را ره‌گذر أنواع مبرات « 1 » احسان ساختند وحقيقت اسرار
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ »
« ب » كه در ميان أهل غفلت مرده بود ، احياء كردند أرباب قلوب وأهل بصيرت اين طائفه را أهل فتوت خوانند وآن شخص را كه بدين عنايت مخصوص گشت ، « اخى » گويند . واز شرايطى كه اخى را در مقام فتوت است ، يكى آنست كه سلسلهء نسبت فتوت درست كند وخود را بر فتراك آن حضرت بندد كه هركه را درين معنى به آن حضرت درست نشده باشد . چون تنى بىسر باشد . شعر
زين خرابى گرتو ميخواهى در آبادي شوى * جهد كن تا بندهء فرمان آزادى شوى در دل « 2 » پرنور مردى جاىگير وغم مخور * كز دل شادان أو ناگاه دل شادى شوى حرف استادان عشق است اينكه در بازار عشق * چونكه شاگردى كنى ناگاه استادى شوى سينه از اسرار استادان عشق آباد كن * تا جهان عشق را ناگاه بنيادى شوى گرچه هستى در همه عالم كهن زاد « 3 » جهان * در دبيرستان أو بايد كه نوزادى شوى بر « 4 » بساط عاشقان چون كوه ثابت كن قدم * ورنة اندر راهشان چون كاه بربادى شوى « ج »
هامش
( الف ) التوبة آيهء 111 . ( ب ) الحجرات آيهء 10 . ( ج ) اشعار محتملا از مؤلف است . ( 1 ) - چ خيرات . ( 2 ) - مم فاقد اين شعر . ( 3 ) - چ كهن زادي . ( 4 ) - ايا ومق : در وفاى كاملان چون . . .
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 362 | محمد رياض