بعضي از خاصيت وحقيقت آفرينش دنيا را از إشارات
« إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ »
« الف » فهم كردند پس نفس ومال را در اداى حقوق عبوديت صرف كردند وبرجميع بندگان اين حضرت ، رحيم ومهربان گشتند واهتمام باداى حقوق همراهان سفر حقيقي را برخود واجب شمردند وكمر خدمت وشفقت برادران ديني را برميان جان بستند ووجود خود را رهگذر أنواع مبرات « 1 » احسان ساختند وحقيقت اسرار
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ »
« ب » كه در ميان أهل غفلت مرده بود ، احياء كردند أرباب قلوب وأهل بصيرت اين طائفه را أهل فتوت خوانند وآن شخص را كه بدين عنايت مخصوص گشت ، « اخى » گويند . واز شرايطى كه اخى را در مقام فتوت است ، يكى آنست كه سلسلهء نسبت فتوت درست كند وخود را بر فتراك آن حضرت بندد كه هركه را درين معنى به آن حضرت درست نشده باشد . چون تنى بىسر باشد .
شعر
زين خرابى گرتو ميخواهى در آبادي شوى * جهد كن تا بندهء فرمان آزادى شوى
در دل « 2 » پرنور مردى جاىگير وغم مخور * كز دل شادان أو ناگاه دل شادى شوى
حرف استادان عشق است اينكه در بازار عشق * چونكه شاگردى كنى ناگاه استادى شوى
سينه از اسرار استادان عشق آباد كن * تا جهان عشق را ناگاه بنيادى شوى
گرچه هستى در همه عالم كهن زاد « 3 » جهان * در دبيرستان أو بايد كه نوزادى شوى
بر « 4 » بساط عاشقان چون كوه ثابت كن قدم * ورنة اندر راهشان چون كاه بربادى شوى « ج »
هامش
( الف ) التوبة آيهء 111 .
( ب ) الحجرات آيهء 10 .
( ج ) اشعار محتملا از مؤلف است .
( 1 ) - چ خيرات .
( 2 ) - مم فاقد اين شعر .
( 3 ) - چ كهن زادي .
( 4 ) - ايا ومق : در وفاى كاملان چون . . .