تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
پايه رسيد كه سيد واز مردى وشجاعت آن مرتبه يافت كه يافت ، تا بعد از جوع سه روزه ، بقوت وقت وسد رمق ايثار كرد . لا جرم درشان أو نازل شد كه
يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً
« 1 » وجان عزيز در محاربت أعداء دين از قوت ايمان وكمال يقين مبذول داشت وشب هجرت نفس خود را فداى رسول ( ص ) گردانيد وبرجاى أو بخفت وخود را دست بسته بطالب خون خويش تسليم كرد تا بصفت لا فتى الا على ، در ميان خاص وعام مشهور شد » . مؤلف « تحفة الاخوان » در كيفيت كمال يافتن فتوت علي ( ع ) روايتي نقل كرده كه در نفائس الفنون وعرائس العيون آملي ( فن پنجم ) هم آمده است : در خبر است كه پيغامبر عليه الصلاة والسلام ، روزى با جمعى نشسته بود شخصي درآمد وگفت : يا رسول اللّه در فلان خانه مردى وزنى بفساد مشغول‌اند . فرمود ايشان را طلب بايد داشت وتفحص كردن . چند كس از صحابه در احضار ايشان دستوري خواستند هيچيك را أجازت نداد . أمير المؤمنين علي عليه السلام درآمد . وى را فرمود كه يا علي ، تو برو وببين تا اين حال راست است يا نه ؟ أمير المؤمنين على آنجا بيامد چون به در خانه رسيد چشم برهم نهاد ودر اندرون رفت ودست بر ديوار مىكشيد تا گرد خانه برگرديد وبيرون آمد وپيش پيغامبر رسيد ، گفت : يا رسول اللّه گرد آن خانه برآمدم وهيچ‌كس را در آنجا نديدم . پيامبر عليه الصلاة والسلام بنور نبوت بيافت وفرمود كه يا علي أنت فتى هذه الأمة يعنى تو جوانمرد اين أمتي - بعد از آن قدحى آب وقدرى نمك خواست سلمان فارسي آن را حاضر كرد . رسول عليه الصلاة والسلام كفى نمك برداشت وگفت هذه الشريعة ودر قدح افكند وكفى ديگر برداشت وگفت : هذه الحقيقة ودر وى افكند وبه على داد تا قدرى باز خورد وگفت : أنت رفيقي وانا رفيقي جبرئيل وجبرئيل رفيق اللّه تعالى - بعد از آن سلمان را فرمود تا رفيق على شد وقدح از دست أو باز خورد وحذيفة را گفت تا رفيق سلمان شد وقدح از دست
هامش
( 1 ) - 76 / 8 .
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 266 | محمد رياض