تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
مضمون اين رساله از اسم آن ظاهر است . ميفرمايد كه حقيقت نور اين است كه آن همه چيز را بيند وداند وموجب كسب ضياء همه گردد واين چنين نور را نور مطلق گويند وآن صفت حق است لا غير . حقيقت اين نور را خاصان خدا درك ميكنند وبدان معنى ميرسند كه
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ . »
« 1 » أولياء اللّه وصوفيهء بزرگ بواسطهء مجاهده ورياضات وأرادت مخصوص باين حقيقت نور پى ميبرند . ميفرمايد : « نور ولايت راه صفت خاص اوست . نتوان ديد جز بنور أرادت . كه صفت ذات اوست واز اينجاست كه در حديث قدسي ميفرمايد « أوليائي تحت قبابى لا يعرفهم غيرى » . سالك بايد كه بذكر لا اله الا اللّه خس وخاشاك معاصي وشرور شياطين را بسوزاند ووقتي كه كم‌كم تجليات الهى را احساس بكند بايد كه كتمان اسرار وحفظ خويشتن كند تا بمقامات عالي برسد . علاوة بر رياضات وعبادات ، تفكر وتعمق در خلق خداوندى وكائنات گوناگون أو نيز لازم است ، يعنى ذكر وفكر مستلزم يكديگراند . سيد اين رساله را طبق التماس يكى از مريدان خود نوشته است وبعد از حمد ودرود ومنقبت ميفرمايد : « . . . مدتي بود تا پهلوان حقيقت محمد خرد از فرزندان طريقت « 2 » أزين بيچاره التماس ميكرد تا در حقيقت نور وتفاصيل أنوار بجهت ارشاد سالك مقتدى واطمينان واصل مهتدى بيانى كند واين بيچاره ميخواست اين اسرار از چشم اغيار پوشيده ومستور باشد . التماس أو را مبذول نميدانست تا ايندم كه قلم باشارت من له القدم . . . در ميدان بيان نهاد . »

37 - اختيارات منطق الطير ( هفت وادى )

نسخهء خطى 4118 ( كتابخانهء مركزى ) 1083 ، 1082 تاشكند ( ر ك فهرست ج 2 ) نسخه‌اى ديگر نيز متعلق به ميرزا جعفر سلطان القرائى تبريزى ( در تهران ) - سيد بآثار شيخ عطار علاقهء زيادى داشته وچنانكه از آثار أو پيداست ، در بيشتر
هامش
( 1 ) - آيهء 35 ، النور . ( 2 ) - أحوال أو معلوم نشد .
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 167 | محمد رياض