ميسر ميگردد . أو به اصطلاح صوفيان « فنا في الشيخ » بوده است . « در آيينه نظر ميكرد ودر آينهء صورت حضرت سيادت ميديد وبعد از ادامت نظر در آن آيينه روى خود ميديد » « 1 » على همداني هم كمالات جعفر بدخشى را اعتراف ميكرده ووقتي فرموده است : « اگر نور الدين ما را بفروشد بهاى ما أو را حلال باشد » « 2 » همينطور وقتي در منزل أمير عمر خوشى الختلانى مردم بتوسط جعفر بدخشى با على همداني بيعت أرادت ميكردند . سيد در تجليل مقام جعفر بدخشى فرمود : « به نور الدين بيعت كردن أولى بود از بيعت كردن بمن » « 3 » على همداني در وقت مسافرتى به حج « مرقع پوستينه وآفتابهء خودش را به وى ارزانى فرموده نيز خلالى وچرك گوش گيرى وموى بيني گيرى از آهن نيز وى را اعطا فرمود » « 4 » باوجوداين مقام جعفر بدخشى ، خرقهء درويشى على همداني به خواجة اسحق رسيده است كه داماد وى بوده وسابقهء خدمت زياد داشته است .
2 - خواجة اسحق عليشاهى ختلانى
حضرت خواجة كه داماد على همداني بود در رديف أول مريدان وى قرار دارد خرقهء ولايت وجانشينى سيد باو رسيده است . در روضهء 8 روضات الجنان وجنات الجنان أحوال أو مشروحا مندرج است .
خواجة اسحق خليفهء مير سيد على همداني واز بزرگان صوفيه ميباشد . در سفر سوم على همداني بحج همراه وى بوده است . خواجة زيادة از پنجاه سال شيخ بوده وبر مسند ارشاد وهدايت نشسته وموقع قتل خود در سال 826 ه ، 96 سال داشته است .
از مريدان بزرگ خواجة اسحق يكى مير سيد محمد نوربخش ( 795 - 869 ه ) ميباشد . اين سيد مردى با كمال بوده وخواجة اسحق بسيار تحت تأثير أو قرار گرفته است . تا حدى كه مسند ارشاد را به أو واگذار كرده وخرقهء ولايت وخلافت على همداني را باو بخشيده وبا أو بيعت كرده است . بگفتهء آقاى
هامش
( 1 ) - خ - م ( لا ) برگ 57 .
( 2 ) - خ - م ( لا ) برگ 76 - 77 .
( 3 ) - خ - م ( لا ) برگ 88 .
( 4 ) - أيضا برگ 105 .