تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
وياران أو تلقى « 1 » ميكنند ولى اين حقيقت ندارد . خود نومسلمانان همه چيزهاى سابق خود واز آنجمله معابد را بباد غارت ميدادند ودرين راه « سيف الدين » ( پدرزن محمد همداني ) هم خيلى سختگير بود ومخصوصا از رسم ستى ( ساتى ) بسختى جلوگيرى ميكرد . محمد همداني مسؤول تعصب‌هاى نو مسلمانان نبود بلكه بقول صاحب « تاريخ حسن » سلطان إسكندر چندين برهمن را بنابر توصيهء أو عفو كرده است . اين مؤرخ در مورد نفوذ أو مينويسد : « بطفيل حضرت مير حد بسيارى از سادات عظام وعلماى فخام وارد اين مقام گشته سلطان إسكندر هر كس را با لحن أرادت اقطاع ومناصب بخشيد ودر بجا آورى خدمات ايشان بجان ودل كوشيد » « 2 » يكى از ياران محمد همداني سيد محمد حصارى بود كه نسبت به مير محمد حسادت ميورزيد ودر مسائل علمي ومنطقي ادعاى برترى داشت . محمد همداني براي نشان دادن استعداد وفضل خود شرح شمسيهء منطق « 3 » را بنام سلطان تصنيف فرمود كه جزو كتب درسى كشمير بوده است « 4 » ونسخهء آن ونيز نسخه‌هاى رساله‌اى در تصوف از مير سيد محمد همداني در جلد 2 فهرست فرهنگستان تاشكند مذكور است . محمد همداني تا سال 817 ه يعنى بيست سال تمام در كشمير بوده ودر آن سال بعزم مسافرت حج از آن ناحية بيرون آمده . از فعاليتهاى أو در خارج از كشمير اطلاعى در دست نيست . وفات أو در سال 854 ه در ختلان اتفاق افتاد ودر جوار پدر بزرگوار خود مدفون گرديده است .
هامش
( 1 ) - در تاريخ كشمير نار ابن كول أسامي ياران ذي نفوذ محمد همداني نوشته شده است مثلا مير سيد محمد أصفهاني وقاضى حسين شيرازي وخواجة صدر الدين خراساني ( برگ 101 ) . ( 2 ) - تاريخ حسن ، ج 2 ، ص 178 - 180 . ( 3 ) - ملا فيروز سپاگنابى كشميرى ( م 974 ه ) بر شرح شمسيهء مير محمد در منطق حواشي وتعليقات وتوضيحات نوشته است . تذكرهء علماى هند ترجمهء اردو ، ص 387 . ( 4 ) - واقعات كشمير ، ص 43 .