3 - شيخ قوام الدين بدخشى
جعفر بدخشى در چندين مورد أو را باحترام ذكر ميكند وبعنوان برادر خطاب ميكند وبظاهر يكى از خويشاوندان جعفر بدخشى بوده است . مير سيد على همداني نسبت به قوام الدين توجه واعتناى تمام داشته ومدتها أو را رفيق راه ساخته است . صاحب رسالهء مستورات « 1 » مينويسد كه قوام الدين چهل سال در سفر وحضر زندگانى خود را در معيت على همداني گذرانده وگويا در بيشتر فعاليتهاى أو سهيم وشريك بوده است - ما اسمش را در پارهاى از مسافرتهاى على همداني مىبينيم . در واقعهء معروف دعوت على همداني بوسيلهء مريدان كه منجر به سرودن چهل ويك غزل در شب واحدى گرديد أو شريك بوده است .
در كشمير وقتي كه مردم نومسلمان معابد سابق خود را به صورت مساجد وخانقاهها تغيير مىدادند قوام الدين را براي افتتاح آنها واذانگويى در آنها دعوت ميكردند « 2 » تجهيز وتكفين على همداني وحمل تابوت أو از نواحي پاخلى تا ختلان به راهنمايى أو انجام گرفته است .
4 - مير سيد حسين سمنانى
عمزادهء حقيقي على همداني بوده وسيد أو را أولا در سال 760 ه وثانيا در سال 773 ه به كشمير فرستاده وبوسيلهء أو از أحوال وأوضاع آن خطه مطلع گرديده است . سيد حسين مردى فاضل وصاحب كرامات وذي نفوذ بوده وسلطان شهاب الدين بدست أو بيعت كرده است . از كرامات معروف أو نقل ميكنند كه چون در راه مسافرت به كشمير در حالت خستگى ودرماندگى به كوه پيرينجال رسيد برسنگى سوار شد وآن سنگ برايش در صورت أسب تندرو درآمد وأو را تا كشمير رسانده ميگويند چندين بار باذن خداوند متعال از عناصر أربعة كمك گرفته است . « 3 »
سيد حسين با همهء متعلقان وخويشاوندان خود به كشمير رفته وآنجا أقامت گزيده است . ومير سيد على همداني طبق اطلاعاتى كه از أو گرفت ، در سال 774 ه به كشمير ورود كرده است . سيد حسين در تربيت وراهنمايى عارف معروف كشمير بنام
هامش
( 1 ) - ع برگ 22 .
( 2 ) - مستورات ع برگ 61 - 78 .
( 3 ) - خزينة الاصفيا ( ج 2 ) ص 295 واقعات كشمير ص 38 - 39 . كشير ( 1 ) ص 84 .