هم پا برجاست . بعد از آن محمد همداني دختر سيف الدين ( وزير نو مسلمان إسكندر ) را كه بىبى بارعه نام وديده موجى لقب داشت بزنى گرفته است . « 1 »
محمد همداني بنابر محيط مساعد وسازگارى كه پدرش ايجاد كرده بود ، توانست در اجراى أوامر ونواهى شرع اسلامى موفقيتهاى درخشانى را در خطهء كشمير بدست آرد . بمساعي جميلهء أو سلطان إسكندر بتشكن مشروب خوارى وقماربازى ورقص هوس زا وسماع بالمزامير ورسم ساتى ( ستى ) زنان هندوها « 2 » وغيره را در سراسر كشمير قانونا ممنوع كرد محاسبان ومحتسبان شرع متعين شدند وكشمير بصورت مركز نمايان اسلام درآمد . شاعرى گفته است :
ولد امجد أمير كبير * داد دين را رواج در كشمير
شد ز نو مسلمان چنان كثرت * كز تماشاش برد حشر حسرت « 3 »
ميگويند يكى از امراى ختلانى لعل گرانبهاى بدخشى را به محمد همداني هديه داده وسيد محمد آن را به سلطان اعطا كرد . سلطان بسيار خوشحال گرديد ودر مقابل آن سه ده را به وى پيشكش نموده است . محمد همداني بر روش فتوت پدرش آن دهها را وقف في سبيل اللّه اعلام نمود ووقفنامهءيى تهيه كرد كه سلطان إسكندر آنرا امضاء نموده است « 4 » در ترال ( موضع وانتىپور كشمير ) خانقاهى بزرگ بنا كرد كه هنوز هم باقي است . « خانقاه معلى » يا « مسجد شاه همدان » معروف هم بدست أو بنا شده است .
ميگويند كه سلطان إسكندر خانقاه بزرگى در موضع « چشمه بون » براي محمد همداني ساخته وبراي خرج خانقاه وخدام ، محصول موضع « پتن » را وقف كرده بود . اين خانقاه تا أواخر عهد أكبر ، شاه بزرگ شبه قاره باقي بود ودر نتيجهء تبليغات محمد همداني وياران أو اينقدر كفار مسلمان شدند كه « سه خروار رشتههاى زنار كفار سوخته شده است » « 5 »
مورخان هندو بتشكنى سلطان إسكندر را در نتيجة تعليمات محمد همداني
هامش
( 1 ) - كشمير ( 1 ) ، ص 93 .
( 2 ) - اين رسم بين هندوها رواج داشته است كه زن پس از مرگ همسرش خود را بآتش ميسوزاند وميمرد .
( 3 ) - كشمير ( 1 ) ، ص 93 .
( 4 ) - تاريخ نظم ونثر فارسي در إيران ودر زبان فارسي ، ج 1 ، ص 195 ج 2 ص 773 .
( 5 ) - واقعات كشمير ، ص 43 - 44 .