قدرت روزافزون اسلام را مىديدند ، و توان رويارويى آشكار با آن را نداشتند ، با تظاهر به اسلام ، خود را در صفوف مسلمانان جاى داده بودند . منافقان با يهود سروسرّى داشتند و در نهان بر ضد مسلمانان توطئه مىكردند . رهبر آنان عبداللهبنابَىّ بود كه پيشتر گفتيم مقدمات رياست او بر يثرب آماده شده بود ، اما با ورود پيامبر اسلام به صحنه سياسى يثرب از رسيدن اين مقام محروم شد و كينه پيامبر را به دل گرفت . « 1 » منافقان نقش تخريبى زيادى داشتند بهطورىكه قرآن از آنها در سورههاى : بقره ، آلعمران ، توبه ، نساء ، مائده ، انفال ، عنكبوت ، احزاب ، فتح ، حديد ، منافقين ، حشر و تحريم ياد كرده است . مبارزهء پيامبر با اين گروه مشكلتر از مشركان و يهود بود ؛ زيرا آنان نزد مسلمانان تظاهر به اسلام مىكردند و پيامبر ، به حكم ظاهر اسلام نمىتوانست با آنان بجنگد . كارشكنىهاى اين گروه بر ضد اسلام ، به صورت تشكيلاتى و حزبى ، تا مرگ عبداللهبنابىّ ( نهم هجرت ) « 2 » همچنان ادامه داشت ، اما از آن پس به صورت كمرنگ و فردى درآمد .
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 211
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص٢١١
هامش
( 1 ) . ابنهشام ، پيشين ، ج 2 ، ص 237 - 238 ؛ بيهقى ، پيشين ، ج 2 ، ص 165 ؛ نويرى ، پيشين ، ج 1 ، ص 338 ؛ ابنشبه ، تاريخ المدينة المنورة ، تحقيق : فهيم محمد شلتوت ( قم : دارالفكر ، 1410 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 357 ؛ احمد زينىدحلان ، السيرةالنبوية والأثار المحمدية ( بيروت : دارالمعرفة ط 2 ) ، ج 1 ، ص 184 .
( 2 ) . مسعودى ، التنبيه والأشراف ( قاهره : دارالصاوى للطبع والنشر ) ، ص 237 .