ظاهراً مقصود وى از « ابنهشام » ، عبدالملك بن هشام ( م 213 ه . ق ) ، مؤلف كتاب معروف السيرةالنبوية است كه يكى از مآخذ مهم تاريخ اسلام است . ولى نه تنها در سيرهء ابنهشام ، بلكه در هيچ يك از منابع قديم اسلامى ، اثرى از كلمهء مانوى ديده نمىشود ، بلكه اين شخص در نوع تواريخ ، مسيحى ( و به ندرت يهودى ) معرفى شده است . از خود موضوع نيز مسيحىبودن او برمىآيد . حال اين پرسش مطرح است كه گيورگيو اين اطلاع را از كجا آورده است ؟ !
از اين گذشته كيش مانى در شام پيروانى نداشت و چنانكه در بخش « بررسى اديان و مذاهب در جزيرةالعرب » گفتيم ، مركز آيين مانى ، ايران بود . اينك به گفتهء يكى از محققان بايد پرسيد كه آيا ادعاى مانوىبودن بحيرا فقط بهخاطر اين نيست كه مسألهء يگانگى خداوند و جهانىبودن دين اسلام ، تقليدى از مانى معرفى شود ؟ ! اين ، چيزى است كه نظاير آن را در قرنهاى پيش ، از مسيحيان فراوان ديدهايم . براى آنها مهم نيست كه مترقىترين فكر را به اديان نسخ شده نسبت دهند ؛ زيرا مىدانند اين اديان پيروان چندانى ندارند تا افتخارى را ايجاد نمايند . تنها دين اسلام است كه جهان مسيحيت پس از گذشت قرنها از جنگ صليبى ، هنوز هم از آن نگران است و بايد با توسل به راست و دروغ ، از عظمت تعليمات اين دين در ديدهها بكاهد . « 1 »
هامش
( 1 ) . محمد خاتم پيامبران ، ج 1 ، ص 188 ، مقالهء سيد جعفر شهيدى . برخى از پژوهشگران معاصر ايرانى ، در مورد ديدار حضرت محمد صلى الله عليه و آله با بُحيرا ترديدهايى ايجاد كرده و در صحت اصل اين قضيه مناقشه كردهاند كه از نظر تاريخى قابل بحث و بررسى است . ر . ك : نقد و بررسى منابع سيرهء نبوى ، ( مجموعه مقالات ) ، پژوهشكدهء حوزه و دانشگاه ، 1378 ؛ رمضان محمدى ، نقد و بررسى سفر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به شام ، ص 321 - 330 .
اما بايد توجه داشت كه اگر ( فرضاً ) اين قضيه را نفى كنيم ، چيزى از عظمت پيامبر اسلام كم نمىشود ؛ زيرا پيشگويىهاى مربوط به بعثت او و ظهور پيامبر موعود ، منحصر به اين مورد نبوده است . اما چنانكه در متن گفته شد ، چون مستشرقان اين حادثه را كه در متون اسلامى آمده ، دستاويز تحريف تاريخ اسلام قرار دادهاند ، ما نيز آن را مطرح و سخنان آنان را نقد كرديم .