ويل دورانت با لحن ملايم به اين ادعاى بىاساس اشاره مىكند : . . . عمويش ابوطالب پس از دوازده سالگى او را با يك كاروان تا بصرى كه شهرى در ديار شام بود ، همراه برد . بعيد نيست كه در اين سفر با برخى از وجوه تعليمات دين يهود و آئين عيسى برخورد كرده باشد . « 1 » در پاسخ اين اتهام و تحريف تاريخ بايد گفت : 1 . به اتفاق مورّخان ، محمد صلى الله عليه و آله امّى بود و خواندن و نوشتن را ياد نداشت . 2 . سنّ او چنان كه گفته شد در آن هنگام از سيزده سال تجاوز نمىكرد . 3 . فاصلهء زمانى بين اين ديدار و بعثت او طولانى بود . 4 . ديدار با بحيرا كوتاه ، و شامل سؤالات او و پاسخ حضرت محمد صلى الله عليه و آله بود . بنابراين چگونه مىتوان باور كرد كه يك كودك درس نخوانده ، در يك ديدار كوتاه ، بتواند تعليمات تورات و انجيل را چنان ياد بگيرد كه بعدها در سن چهل سالگى ، آنرا بهصورت يك شريعت كامل عرضه كند ؟ ! 5 . اگر محمد صلى الله عليه و آله چيزى از راهب ياد گرفته بود ، بىشك قريشِ بهانهجو و لجوج ، آنرا دستاويز تبليغ برضدّ او قرار مىدادند ؛ درحالىكه در تاريخ اسلام ، اثرى از آن به چشم نمىخورد . در قرآن نيز كه به تهمتهاى قريش پاسخ داده شده ، اشارهاى به اين موضوع نشده است . 6 . اگر چنين چيزى صحّت داشت ، چهطور كاروانيان ، آن را نقل نكردند ؟ 7 . اگر اين امر واقعيت داشت ، چطور مسيحيان شام ادعا نكردند كه معلم محمد صلى الله عليه و آله ، ما بوديم ؟ 8 . اگر اين ادّعا درست باشد ، لازمهاش اين است كه تعليمات اسلام با تعليمات تورات و انجيل يكسان باشد ، درحالىكه نه تنها اين آموزهها يكسان نيستند ، بلكه قرآن بسيارى از عقايد يهود و مسيحيان و نيز موارد فراوانى از تعليمات تورات و انجيل را نقل و باطل معرفى
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 111
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص١١١
هامش
( 1 ) . تاريخ تمدن ، عصر ايمان ( بخش اول ) ، ترجمهء ابوطالب صارمى و همكاران ( تهران : سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى ، چ 2 ، 1368 ) ، ص 207 .