روز جمعه را روز « عروبه » مىناميدند و كعب نخستين كسى بود كه آن را جمعه نام گذاشت . « 1 »
سپس در دنبال آن همان مطالبى را كه آورديم با تغييراتى جزئى در لفظ آورده است .
آنچه را كه در ستايش « كعب » آوردهاند ، گوياى اين است كه او يكى از « اوصياء » بعد از حضرت ابراهيم ( ع ) بوده است . كعب و الياس دو مصداق بارز از مستجاب شدن دعاى حضرت ابراهيم ( ع ) بودند ؛ آنگاه كه به درگاه پروردگارش در حق ذريهاش دعا كرد و گفت :
از فرزندان من ، امتى تسليم خود قرار ده .
گسترش بتپرستى در مكه و موضعگيرى اجداد پيامبر ( ص ) در برابر آن
در صفحات پيشين گفتيم كه قبيلهء « جرهم » از « هاجر » اجازه خواستند كه در كنار او سكنا گزيده ، از آب زمزم بهرهمند شوند و هاجر نيز به آنها اجازه داد . بعد از اينكه سالها گذشت و پسرش « اسماعيل » جوانى برومند شد ، دختر « مضاض جرهمى » را به ازدواج خود در آورد و از او داراى پسرانى شد .
پس از وفات اسماعيل ، پسرش « ثابت » نوادهء مضاض جرهمى امور را به دست گرفت .
پس از وفات او ، جرهم بر امور مكه تسلط يافتند و سركشى كرده ، روى از حق برتافتند .
« قبيلهء خزاعه » با آنها جنگيد و بر ايشان پيروز شد « 2 » و زمام حكومت مكه را به دست گرفته ، توليت بيت اللّه الحرام را عهدهدار شدند و رفته رفته فرزندان اسماعيل نيز كوچ كردند و در شهرهاى مختلف پراكنده شدند مگر برخى از آنان كه از جوار خانهء خدا دور نگشتند . « 3 »
سران قبيلهء خزاعه سالها يكى پس از ديگرى حكومت مكه و توليت امور بيت اللّه الحرام را در دست داشتند تا آنگاه كه « عمرو بن لحىّ » كه ثروتى عظيم و شترانى بسيار داشت و
هامش
( 1 ) - سبل الهدى و الرشاد ( 1 / 278 ) .
( 2 ) - مراجعه كنيد به : تاريخ ابن كثير ، چاپ اول ( 2 / 184 - 185 ) .
( 3 ) - تاريخ يعقوبى ( 1 / 222 - 238 ) .