نزد خود ديد گفت : اين از فضل پروردگار من است تا مرا بيازمايد كه سپاس مىگويم يا از ناسپاسانم . هر كس شكرگزار باشد به سود خود كرده و هر كس كه ناسپاس باشد ، پروردگار من بىنياز و كريم است * سليمان گفت : تختش را ( با تغيير شكل دادن ) برايش ناشناخته كنيد تا ببينم آيا آن را مىشناسد يا براى شناخت آن راه به جايى نمىبرد * چون بلقيس آمد ( به او ) گفته شد : آيا تخت تو همين است ؟ ملكه گفت : گويا خودش باشد . پيش از اين ما ( به قدرت و شوكت سليمان ) آگاهى يافته بوده و تسليم بوديم * پرستش غير خدا ( آفتابپرستى ) او را ( از پذيرش اسلام ) بازداشته بود . او از قوم كافران بود * به او گفته شد : به كاخ وارد شو ! چون آن را بديد پنداشت كه آبى بس بزرگ است لذا دو ساق خود را عريان ساخت . سليمان گفت : اين كاخ از شيشههاى صاف ساخته شده است . ملكه گفت : پروردگارا ! من به خود ستم كردم ، ( اينك ) با سليمان به خداى جهانيان اسلام آوردم *
و در سوره سبأ آيات 12 - 14 مىفرمايد :
وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ وَ أَسَلْنا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنا نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعِيرِ ( ) يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَ تَماثِيلَ وَ جِفانٍ كَالْجَوابِ وَ قُدُورٍ راسِياتٍ اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ ( ) فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ
و باد را مسخر سليمان كرديم تا ( بساط او را ) در زمان صبح تا ظهر به مسافت يك ماه ، و ظهر تا عصر به مسافت يك ماه جابجا كند ، و مايع مذاب مس را براى او جارى كرديم ، و از ديوان افرادى بودند كه بنا به فرمان پروردگارش در حضور او به خدمت مىپرداختند ، و هر كس كه از فرمان ما سرپيچى مىكرد به