تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
ديدم كه بر آنها حكومت مىكند ، و به او هر چيزى داده شده ، و او تختى عظيم دارد * ديدم كه او و قومش به جاى خدا ، به آفتاب سجده مىبرند ، و شيطان كارهايشان را بر ايشان آراسته و از راه حق بازشان داشته است كه هدايت نمىشوند * . . . * سليمان گفت : به زودى خواهيم ديد كه راست گفته‌اى يا از دروغ‌گويانى * اين نامهء مرا ببر و به سوى آنها بينداز ، آنگاه برگرد و ببين چه پاسخى مىدهند * ( بلقيس نامه را به دقت مطالعه كرد و خطاب به رجال دربارش ) گفت : اى بزرگان ! نامه‌اى محترم به سوى من افكنده شده است * آن نامه از سليمان است . و ( مضمون آن ) چنين است : به نام خداوند بخشايندهء مهربان * بر من سركشى نكنيد ، و تسليم شده نزد من آييد * ملكه گفت : اى بزرگان ! در كار من رايزنى كنيد كه من جز با بودن شما تصميمى نمىگيرم * ( اشراف ) گفتند : ما نيرومند و دلاوريم ( با اين حال ) فرمان با تو است ، تا چه بنگرى و چه فرمان دهى * ملكه گفت : پادشاهان چون به شهرى درآيند آنجا را به فساد كشند و عزيزان آنجا را خوار گردانند ، و رسم سياستشان چنين است * من به سويشان هديه‌اى مىفرستم و منتظر مىمانم تا فرستادگان من با چه پاسخى بازمىگردند * چون ( هدايا ) نزد سليمان رسيد گفت : شما با مال و خواسته مرا كمك مىكنيد ؟ ! آنچه را كه خداوند به من داده است بهتر از آن است كه به شما داده ، بلكه شما به هديهء خود شادمانيد * به سويشان برگرد كه بر سرشان سپاهى خواهم آورد كه توان مقابله با آن را نداشته باشند و با خوارى و ذلت از شهر و ديارشان بيرون خواهم كشيد * ( آنگاه سليمان روى به ياران خود كرده ) گفت : اى مردم ! كداميك از شما پيش از آنكه تسليم شوند ، تخت او ( بلقيس ) را پيش من مىآورد ؟ * ( در اين ميان ) عفريت جن گفت : من آن را پيش از آنكه از جايت برخيزى برايت مىآورم ، ( يعنى كمتر از نصف روز ) من براى آوردن آن قوى و امينم * آن كس كه علمى از كتاب نزد او بود گفت : من آن را پيش از يك چشم برهم‌زدنت برايت مىآورم . و چون ( سليمان ) آن را
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 237 | السيد مرتضى العسكري