ظالِمُونَ
.
و هنگامى كه با موسى چهل شب وعده گذارديم ، و شما بعد از او - در حالى كه ستمكار بوديد - گوساله را برگزيديد . « 1 »
چهارم - بداء در روايات مكتب خلفا
طيالسى و احمد و ابن سعد و ترمذى روايتى دارند كه فشرده آن با عبارت طيالسى چنين است :
قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : انّ اللّه ارى آدم ذريّته فرأى رجلا ازهر ساطعا نوره ، قال : يا ربّ من هذا ؟ قال : هذا ابنك داود ! قال : يا ربّ فما عمره ؟
قال : ستّون سنة ! قال : يا ربّ زد فى عمره ! قال : لا الّا تزيده من عمرك ! قال و ما عمرى ؟ قال : الف سنة ! قال آدم ! فقد وهبت له اربعين سنة من عمرى . . . فلمّا حضره الموت و جاءته الملائكة قال : قد بقى من عمرى اربعون سنة . قالوا : انّك قد وهبتها لداود .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : خداوند نسل آدم عليه السّلام را به او نشان داد ، آدم در ميان آنان مردى را ديد با چهرهاى نورافشان ، عرض كرد : خدايا ! اين كيست ؟
فرمود : اين فرزند تو داود است ! عرض كرد : خدايا عمر او چقدر است ؟
فرمود : شصت سال ! عرضه داشت : خدايا در عمر او بيفزاى ! فرمود : نمىشود مگر آنكه از عمر خودت به او بيفزائى ! عرض كرد : عمر من چقدر است ؟
فرمود : هزار سال ! آدم گفت : من چهل سال از عمرم را به او بخشيدم . . . هنگام وفات او كه فرا رسيد و فرشتگان قبض روح به بالينش آمدند گفت : هنوز چهل سال از عمر من باقى است ! گفتند : تو خودت آن را به داود بخشيدى ! « 2 »
هامش
( 1 ) - بقره / 51 .
( 2 ) - مسند طيالسى ( ص 350 حديث 2692 ) ، مسند احمد ( جلد 1 ص 251 و 298 و 371 ) ، طبقات ابن سعد چاپ اروپا ( جلد 1 قسمت اول ص 7 - 9 ) ، سنن ترمذى ( جلد 11 ص 196 / 197 ) در تفسير