ب - خداى سبحان در سوره يونس مىفرمايد :
فَلَوْ لا كانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إِيمانُها إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ
.
چرا هيچ يك از مردم شهرها و آبادىها ايمان نياوردند تا ايمانشان سودشان دهد ؟ مگر قوم يونس كه چون ايمان آوردند ، عذاب ذلت و خوارى را در زندگى دنيا از آنان برداشتيم ، و تا مدتى آنان را برخوردار ساختيم . « 1 »
شرح كلمات
1 - كشفنا : زايل كرديم ، از بين برديم ، برداشتيم .
2 - خزى : خوارى ، رسوائى .
3 - حين : وقت و زمان نامعلوم كه بيش و كم آن مشخص نيست .
تفسير آيه
فشرده داستان يونس عليه السّلام آنگونه كه در تفسير طبرى و قرطبى و مجمع البيان آمده ، چنين است :
قوم يونس عليه السّلام در نينوا از اراضى موصل مىزيستند و بت مىپرستيدند ، خداوند يونس عليه السّلام را به سوى ايشان فرستاد تا آنان را به اسلام فراخوانده و از بتپرستى بازدارد ، ايشان سرباز زدند ، دو نفر از آنان يكى عابد و ديگرى عالم ، يونس عليه السّلام را پيروى كردند ، عابد از يونس عليه السّلام خواست تا بر عليه آن قوم نفرين كند و عالم او را از اين كار نهى كرد و گفت : بر اينان نفرين مكن ، زيرا خدا دعايت را مستجاب مىكند ولى هلاكت بندگانش را دوست ندارد ! يونس عليه السّلام سخن عابد را پذيرفت و نفرين كرد ، خداوند فرمود : عذاب در فلان روز نازل مىگردد . يونس عليه السّلام آن را به آنان خبر داد ، وقت عذاب كه نزديك شد يونس عليه السّلام به همراه آن عابد از ميان ايشان بيرون رفت ولى آن عالم در ميانشان باقى ماند ،
هامش
( 1 ) - يونس / 98 .