خود خالصم ، و از مشركان نيستم .
قوم ابراهيم با او به ستيز برخاستند ، گفت : آيا درباره خدا با من ستيز مىكنيد ؟
در حالى كه خداوند مرا هدايت كرده ، و من از آنچه شما شريك او قرار مىدهيد نمىترسم ، مگر آنكه پروردگارم چيزى را بخواهد كه علم پروردگارم همه چيز را در برگرفته ، آيا متذكر نمىشويد ؟ ! « 1 »
خليل عليه السّلام در اينجا به زبان ستارهپرستان قوم خود با ايشان سخن مىگويد و " ربّ " را به همان معنائى كه مىفهمند به كار مىبرد ، و سخن او كه مىگويد : اين ربّ من است ! بر سبيل توريه و استفهام است ، يعنى آيا اين پروردگار من است ؟ ! همانگونه كه وقتى بتها را شكست توريه كرد و در پاسخ بتپرستان گفت : بلكه بزرگشان اين كار را كرده است !
ب - جهاد ابراهيم عليه السّلام در توحيد ربوبيت به معناى تربيت اجسام :
بسيارى از انسانها در زمانهاى گذشته عقيده داشتند : ستارگان بر جهان ما و هر چه در آن است از انسان و حيوان و نبات ، اثر مىگذارند . باران به خواست آنهاست كه مىبارد يا نمىبارد ، سعادت و شقاوت ، تنگدستى و گشايش ، سلامت و مرض در جامعه انسانى از آنهاست ، كم و زياد مرگ در آدميان و حيوان و نبات از آنجاست ، گسترش محبت و نفرت ميان دو كس يا القاى محبت آدمى در دل ديگران ، و هر چه مانند اين امور است از اثر ستارگان مىباشد .
بدين خاطر نيز برخى مراسم عبادى را براى آنها برگزار مىكردند ، و فضاى مراسم را با عود خوشبو و عطر و گلاب معطر مىساختند ، ورد و دعا مىخواندند و از آنها جلب خير و دفع شر مىخواستند . برخى از اينها را در نوشتهاى خطى منسوب به سكاكى ( ت 626 ه ) ديدهام كه در آن ، انواع طلسمها و دعاها و مناجاتها براى بعض ستارگان مانند : زهره و مريخ و غيره بود كه گاهى آنها را به نام " ربّ " مورد خطاب قرار داده است ، ولى اينكه تأليف كتاب از سكاكى باشد براى من اثبات نگرديد .
نديم ، نيز ، در فهرست خود ، در بخش اخبار صابئيان ، در مقاله نهم ، از برخى فرقههاى صابئى ، آورده است : ( آنان بعض ستارگان را مىپرستند و براى آنها مراسم ويژه برگزار
هامش
( 1 ) - انعام / 80 - 75