و مىگفتند : پروردگار همه يكى است ، و او همان است كه به هر موجودى هر چه لازمه خلقت او بوده داده ، سپس هدايت كرده ، و اينكه : ساحران فهميدند سحرشان امرى موهوم و خيالى است و حقيقت ندارد ، و آثار آن موقتى است ، و چوب و ريسمانى كه در ميدان همچون مار موج مىزند به حالت اول خود بازگشته ، و چوب و ريسمان باقى مىمانند ، ولى معجزه عصا همه را مىبلعد و اصل و فرعى بر جاى نمىگذارد ، و اين جز از خالق عصا ، ربّ العالمين ، نشايد ، لذا گفتند : ما به پروردگار جهانيان ، پروردگار موسى و هارون ، ايمان آورديم . پروردگارى كه آن دو را براى هدايت مردمان فرستاده است .
مبارزات ابراهيم عليه السّلام پيرامون توحيد « الوهيت و ربوبيت »
قرنها پيش از عصر موساى كليم عليه السّلام ، ابراهيم خليل عليه السّلام با انواعى از شرك عصر خويش به مبارزه پرداخت كه از آن جمله است :
الف - مبارزه براى « توحيد الوهيت » .
خداوند در سوره انبيا و شعرا و صافات ، داستان مبارزه ابراهيم با قوم خود درباره " توحيد الوهيت " را بيان داشته ، و در هر يك از آنها ، بخشى از داستان را آورده است كه : ابراهيم عليه السّلام با دلايل محكم اعتقاد آنان را كوبيد ، بتهاشان را در هم شكست ، او را در آتش افكندند ، خداوند آتش را بر او سرد و سلامت گردانيد و . . . كه سخن در اطراف آن را كوتاه كرده و تنها به بررسى آنچه درباره " توحيد الوهيت " انجام داده مىپردازيم : مشركان كه بتهاى خود را در هم شكسته ديدند ، ابراهيم عليه السّلام را حاضر كردند و به او گفتند :
أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ * قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ *
آيا تو با خدايان ما چنين كردهاى اى ابراهيم ! گفت : بلكه اين كار را بزرگشان كرده است ! از آنها بپرسيد اگر سخن مىگويند . « 1 »
يعنى : اگر آنها توان سخن گفتن دارند از خودشان بپرسيد : بزرگشان آنها را شكسته يا
هامش
( 1 ) - انبيا / 63 - 62