مسلمانان عين پيروزى است ، و آنچه را كه مشركان ذنب و گناه پيامبر مىشمردند ، عين صواب است . يعنى سفيه خواندن مشركين و عيب و ايرادى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم در مكه بر خدايان ايشان مىگرفت و كشتارى كه پس از آن ، در جنگ بدر و غير آن ، از ايشان نمود همه حق و مورد رضاى خدا بوده ، و خداوند همه پندار مشركان را با اين صلحى كه اين همه ره آورد و پيروزى داشت ، محو و نابود كرد ! و سخن خداى متعال در اين سوره كه مىفرمايد :
« ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ
گناهان گذشته و آيندهات » ، همانند سخنى است كه از قول موسى در سوره شعرا آورده كه گفت :
وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ
آنان را بر عهده من گناهى است كه مىترسم مرا بكشند . يعنى من به پندار آنان گناهكارم !
* * * به همين مقدار از تأويل آيات متناسب با معناى لغوى بسنده مىكنيم ، و به روايات وارد در تأويل آنها مىپردازيم :
تأويل آيات در روايات امامان اهل بيت عليهم السّلام
صدوق آورده است كه ، مأمون خليفه عباسى ، صاحب نظران مذاهب اسلامى و اديان ديگر از يهود و نصارى و مجوس و صابئين را براى بحث با امام على بن موسى الرضا عليه السّلام گرد هم آورد ، در ميان آنان على بن جهم كه از صاحب نظران مذاهب اسلامى بود به سؤال از امام عليه السّلام پرداخت و گفت : يا بن رسول اللّه ! آيا شما انبياء را معصوم مىدانيد ؟ فرمود :
آرى ، گفت : پس با اين سخن خداى عزّ و جل چه مىكنيد كه مىفرمايد :
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى
آدم پروردگارش را نافرمانى كرد و از پاداش محروم شد ؟ « 1 » و اين سخن كه مىفرمايد :
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ ،
و ذا النون [ يونس ] كه خشمگين رفت و چنين پنداشت كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت ؟ « 2 » و اين سخن كه درباره
هامش
( 1 ) - طه / 121 .
( 2 ) - انبياء / 87 .