فِى الْأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنينَ وَ في أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ
« 1 » و بايد دانست كه تحريض و تحضيض بر ابصار و ديدن ، فرع ظهور است ، و اما بايد كه عارف به جهت تعيّنات متنوّعه و ظهورات مختلفه در بيابان حيرت و مفازهء « 2 » نادانى و وحشت سرگردان نشود و به شبههء كثرات و تعدد نيفتد ، و اعيان موجودات را به منزلهء مراياى متعدّده مشاهده كند ، كه اگر واحدى من جميع الوجوه بذاته متوجّه گردد ، در هر آينه صورت خود بيند و خود را متعدد مشاهده كند ، اما في الواقع تعدّد مشهود و تكثّر ظاهر از جهت مرآت است نه به سبب رائى و ظاهر شونده .
فما الوجه الاّ واحد غير انه * اذا أنت اعددت المرايا تعدّدا « 3 »
و در همين معنى گفتهاند :
يك روى در صد آينه گر مىكند ظهور * اينها صد است ولى رو همان يكى است
و كسى كه ديدهء توفيق او به كحل الجواهر اين نوع مشاهده مكحول و منوّر باشد ، كه ظهور و تجلّى آن جناب را در آفاق و انفس ببيند و پوست مانع مشاهده و ظاهر شدن دوست نشود ، البته بايد كه وجود آن موحّد در اين مقام در مشاهدهء جمال واحد چنان مستغرق عين جمع گردد كه جز ذات و صفات واحد در نظر شهود او نيايد و دو كونين مشهود او نگردد الاّ حق تعالى ، و از سر يقين بداند كه موجود حقيقى و مؤثر و ظاهر نيست الاّ خداوند عالم ، و در اين مرتبه ، افعال و صفات اشيا را پرتوى از فعل و صفت حق شناسد .
و عرض فرض اين حقير بر برادران صاحب بال « 4 » اين است كه از زلال مشاهدهء مصدوقهء
إِنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَيءٍ شَهيدٌ
« 5 » و از شربت وصال كه همه از او مالامال
هامش
( 1 ) الذاريات : 20 و 21 .
( 2 ) ى : مفاذه .
( 3 ) ع ، يك بيت شعر عربى را ندارد .
( 4 ) انديشه و خرد .
( 5 ) « و اللّه على كل شيء شهيد » البروج : 9 .