تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
كه نظر ايشان بر جان و دل است نه بر عين و آب و گل .
اين وصف بىنهايت كز حسن دوست [ 1 ] گفتم * حرفى است كز هزاران اندر عبارت آمد
و حضرت ولايت پناهى كه اين دعاى مبارك فصاحت انجام ، بلاغت ختام از نتايج طبع مبارك اوست - روحى فداه - از اين مشاهده و ديدن است كه فرموده‌اند : « لم اعبد ربّا لم اره » « 1 » آرى ،
به چشم دل جمالى مىتوان ديد * كه چشم سر در آن محرم نباشد
نعم ما قال :
جمال يار ندارد نقاب چهره ولى * غبار ره بفشان تا نظر توانى كرد
و چون كه اين مقام از جملهء مقاماتى است كه موجب مزالّ اقدام و باعث زيادتى جهل عوام است ، پس بايد بيش از اين به بسط بساط تحقيق و تفصيل نپرداخت . حافظ اين قصه دراز است به قرآن كه مپرس ، و الاّ تفصيل در اين شامل ضرور بود .
بس « 2 » مثال و شرح خواهد اين كلام * ليك مىترسم بلغزد پاى عام ز انكه شرح آن وراى آگهى است * شرح آن را گر بگويم ابلهى است گر بگويم عقلها را بر كند * ور نويسم بس قلمها بشكند شرح حق پايان ندارد همچو حق * اين دهن بر بند و بر گردان ورق اندر اين دريا خردها شد ز دست * چون قلم اينجا رسيدى سر شكست
هامش
[ 1 ] ع : حسن روت ،« اين شرح بىنهايت كز زلف يار گفتند * حرفيست از هزاران كاندر عبارت آمد »، حافظ چاپ قزوينى .
( 1 ) تفسير صافى ، ملا محسن فيض كاشانى ، ج 2 - ص 236 . ( 2 ) ع : پس .
شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 63 | مصطفى بن محمد هادى خوئى