استدعاى اهل عصمت در اين دو وقت بوده . و چه نيكو گفته است شاعر - عليه الرّحمه - در خصوص مدح صبح و در باب بيدار بودن در آن وقت :
صبح صادق مرهم كافور دارد در بغل * گر علاج زخم عصيان مىكنى بيدار باش
و عرفا و اهل دعا نيز وقت صبح را از جملهء غنايم و مواضع تصفيهء خاطر مىدانند ، چنانچه گفتهاند :
ز بخت خفته ملولم بود كه بيدارى * به وقت فاتحهء صبح يك دعا بكند
و نيز گفته :
گوئيا خواهد گشود از دولتم كارى كه دوش * من همى كردم دعا و صبح صادق مىدميد
ايضا :
صبح است كليد بستگيها * پيوند ده شكستگيها
و مساء در لغت خلاف صباح است ، و ابتدا آن غروب شمس است تا نصف شب ، چنانچه تصريح به اين هم نمودهاند اهل لغت . و احاديث بسيار در فضيلت اين دو وقت از ائمّهء اطهار نيز وارد شده است .
شب خيز كه عاشقان به شب راز كنند * گرد در و بام دوست پرواز كنند
هر جا كه درى بود به شب در بندند * الاّ در دوست را كه شب باز كنند « 1 »
و اگر « دلع » به معناى مطلق اخراج لسان از دهان باشد ، و ضمير « تبلّجه » راجع به منادى باشد ، چنانچه رجوع ضماير فقرات باقيه مؤيد اين است ، پس معنى چنين مىشود كه : اى آن كسى كه بيرون آورد زبان صبح را به سخن گفتن روشنايى خود و
هامش
( 1 ) ع : الاّ كه در دوست به شب باز كنند .