الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ
يد جارحه نيست يد قدرت است و يد اراده و مشيت است كه : دائما افاضه ميفرمايد و تمام ما سوى اللَّه در قبضهء قدرت او است كه ميفرمايد
وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ
مائده آيهء 69 ،
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
الرحمن آيهء 29 .
وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
تعبير بشيء بمعنى ما يشيء وجوده و تمام موجودات امكانى از عالم عقول و نفوس و لوح و قلم و عالم ارواح و ملائكه و جن و انس و عرش و كرسى و سماوات و ارض و ما فيها و ما بينهما تمام محدود هستند و قدرت عين ذات و غير محدود ، و تعبير بكل شيء از ضيق عبارت است و ذات اقدس ربوبى غير متناهى است ازلا و ابدا :
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
قصص آيهء 88 ،
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
الرحمن آيهء 27 .
[ سوره الملك ( 67 ) : آيه 2 ]
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ ( 2 )
خداوند خداوندى است كه خلق فرمود موت و حيات را براى اينكه شما را اختبار كند كه كداميك از شما نيكوتر است عمل او و او عزيز قاهر است و آمرزنده گناه .
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ
اشكال : اولا براى چه موت را قبل از حيات ذكر فرموده با اينكه موت بعد از حيات است ، و ثانيا موت فناء است مخلوق نيست براى چه نسبت خلق به او داده شده ؟
جواب : اما از اشكال اول بعض مفسرين گفتند : كه موت عدم الحيوة است و عدم قبل الحيوة بوده و اين جواب از دو جهت باطل است : يكى عدم الحيوة امر عدمى است و معدوم مخلوق نيست ، ديگر آنكه موت زوال حيات است تا حيات نباشد زوال نيست .
بعض مفسرين گفتند : موت بيشتر و زيادتر مورث خوف مىشود . اين هم تمام نيست .
بعضى گفتند : موت براى عبرت است و حيات براى تحصيل زاد و توشه است .
اقول : انسان در تحصيل كمالات و نيل بمقامات احتياج به دو امر دارد : اول تخليه است سپس تحلية در باب ايمان و عقائد ابتدا بايد كفر و شرك و عقائد فاسده زايل