وَ لا زَمْهَرِيراً
كه از شدت برودت و سردى بلرزند و چايش پيدا كنند .
[ سوره الإنسان ( 76 ) : آيه 14 ]
وَ دانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلاً ( 14 )
و نزديك است بر آنها سايهء درختان بهشت كه زير سايههاى آنها هستند و شاخه هاى درختان بقدرى پائين آمده كه دست آنها برسد و هر چه بخواهند از آن درختها و شاخهها بيرون ميآيد و ميگيرند .
اقول : اوصاف بهشت و نعم آن از حد فهم انسان بيرون است و آنچه در قرآن بيان فرموده براى تقريب ذهن است و بس كه ميفرمايد :
وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنْتُمْ فِيها خالِدُونَ
زخرف آيه 71 . و در حديث است :
( فيها ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر )
اينها تمام لذائذ جسمانى است از خوراك و پوشاك و اشربه و حور و قصور ، و اما لذائذ روحانى بمراتب فوق اين لذائذ جسمانى است .
[ سوره الإنسان ( 76 ) : آيات 15 تا 16 ]
وَ يُطافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ أَكْوابٍ كانَتْ قَوارِيرَا ( 15 ) قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوها تَقْدِيراً ( 16 )
و طواف داده مىشود بر آنها با آنيه از نقره و اكواب قدحها كه هست بلور و آن بلور از نقره است و اندازه گرفته ميكنند به اندازه معتدل نه زياده و نه نقصان .
وَ يُطافُ عَلَيْهِمْ
طواف كننده خدمه بهشت هستند كه غلمان بهشتى هستند كه خداوند توصيف آنها را مىكند ميفرمايد :
وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمانٌ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ
طور آيه 24 . كه اين غلمانهاى بهشت مثل مرواريد در صفاء تلألؤ هستند ، و در جاى ديگر تعبير به ولدان فرموده ميفرمايد :
يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ
واقعه آيهء 17 و 18 . چنانچه حوران بهشتى را توصيف ميفرمايد :
وَ حُورٌ عِينٌ كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ
واقعه آيهء 22 . و در جاى ديگر ميفرمايد :
فِيهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ
- الى قوله -
كَأَنَّهُنَّ الْياقُوتُ وَ الْمَرْجانُ
الرحمن آيهء 56 و 58 . و اين تشبيهات براى تقريب بذهن است و الا اوصاف آنها را نميتوان درك كرد با لؤلؤ و مرجان و ياقوت دنيا بسيار تفاوت دارند چنانچه تشبيه آنيه و قوارير