البته عذابهاى ديگر هم دارند مثل تازيانه كه سياطش گويند و حميم و غساق و زقوم و عذابهاى روحى و خلود در آتش .
[ سوره الإنسان ( 76 ) : آيه 5 ]
إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً ( 5 )
بدرستى كه نيكان ميآشامند از كأسى كه هست مزاج آن كأس كافور .
اين آيه شريفه الى قوله تعالى :
كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً
بيست آيه در شأن امير المؤمنين و صديقه طاهره و حسنين و فضه خادمه نازل شده باتفاق شيعه و صريح اخبار بسيار از ائمه اطهار ، و از مخالفين هم كسانى كه اعتراف كردهاند و تصريح به اين موضوع نمودهاند . ابن عباس و مجاهد و ابى صالح و بسيارى از ديگران . و شرح اين قصه بسيار مفصل است از ذكر كلمات مفسرين و بيان اخبار و اشعارى كه بين امير المؤمنين و صديقه طاهره گفته شده و ما باختصار آنچه معروف است اشاره ميكنيم و بتفسير آيات ميپردازيم و آن اين است كه : حسنين مريض شدند پيغمبر با بعضى اصحاب بعيادت آنها آمدند و با امير المؤمنين گفتند : نذر كنيد كه خداوند اينها را شفا عنايت فرمايد .
امير المؤمنين و صديقه طاهره و حسنين و فضه خادمه نذر كردند كه چنانچه شفا پيدا كردند سه روز روزه بگيرند ، خداوند صحت بخشيد و در خانه امير المؤمنين چيزى نبود تشريف برد از شمعون يهودى يك صاع پشم گرفت كه صديقه طاهره بريسد و يك صاع جو اجرت آن گرفت صديقه طاهره يك ثلث پشم را رشته و يك ثلث جو را دست آس كرده و پنج قرصهء نان طبخ كرد و موقع افطار مسكين آمد درب خانه تمام آن را بمسكين دادند و به آب افطار كردند كه روزه وصال نشود و روزانه دوم به همين نحو و موقع افطار يتيم آمد به او دادند ، و روزانه سوم بقيه را به همين نحو وقت افطار باسير دادند روزانهء چهارم پيغمبر حال آنها را مشاهده فرمود بسيار گريان و پريشان شد جبرئيل آمد و مائده بهشتى آورد و اين سوره در مدح آنها نازل شد ، و اگر تفصيل اين قضايا را طالب باشيد مراجعه بكتب تفاسير نمائيد فقط دوست داشتم بعض اشعارى كه بين امير المؤمنين و بين صديقه طاهره رد و بدل شده تيممنا و تبركا