استخوان انگشت ضعيف است قدرت ندارد كه استخوان ريز شده را زنده كند با اينكه نمونه او را در دنيا نشان داده در قضيه ابراهيم كه فرمود :
فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً
بقره آية 262 ، و در قضيه عزير :
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها
- الى قوله تعالى -
وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً
بقره آيهء 261 ، و در قضيه عيسى ( ع ) كه فرمود :
أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ
. . . الايه آل عمران آيهء 43 و غير اينها .
[ سوره القيامة ( 75 ) : آيه 5 ]
بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ ( 5 )
بلكه اراده مىكند انسان كه فسق و فجور را پيش بيندازد كه معنى ليفجر از مادهء فجور و اين آيهء شريفه را چند نحو تفسير كردهاند يكى آنكه : نوعا ميگويند : ما كه به اين زودى نميميريم حال خوشگذرانيهاى خود را ميكنيم بعدا توبه ميكنيم ، يا اينكه ميگويند : خدا كريم است چه احتياجى بمعاصى ما دارد ميبخشد و ميآمرزد ، يا آنكه پيغمبر و ائمه ما را شفاعت ميكنند يا وصيت ميكنيم كه ورثه تدارك كنند و امثال اين عذرها ولى غافل از اينكه اجل پيرى و جوانى ندارد و بغتة ميرسد و در توبه بسته مىشود ، بعلاوه معصيت كه ادامه پيدا كند قبحش از نظر ميرود و ملكه مىشود و حال توبه سلب مىشود ، بعلاوه هر چه بگذرد حريصتر مىشود ، ديگر آنكه فجور بمعنى تكذيب است و انكار بعث و نشور و عقاب و عذاب مىكند . سوم آنكه تمام عمرش را به معصيت طى مىكند و ابدا حال توبه ندارد و پشيمان نميشود زيرا قلبى كه سياه شد و قساوت پيدا كرد و شيطان مسلط شد و دنيا و لذائذش جلوه كرد و نفس مايل شد به كلى خدا و دين و آخرت از نظرش ميرود و غفلت او را ميگيرد و ميرود آنجا كه ميرود و هر چه از قيامت بر او بگويند :
[ سوره القيامة ( 75 ) : آيه 6 ]
يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ ( 6 )
ميپرسد چه وقت روز قيامت است .
يَسْئَلُ
اين سؤال از روى تعنت و تكذيب است كه روز قيامت كه شما مىگوييد