حضور انبياء و ائمه اطهار و علماء اعلام و عتبه اعتاب مقدسه و امثال اينها و اينهم دو قسم است سجده عبوديت شرك است و سجده تعظيم حرام است .
سؤال : بنا بر اين چه معنى داشت سجده ملائكه بر آدم و سجده يعقوب و پسران بر يوسف كه ميفرمايد :
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ
بقره آيهء 32 ، و ميفرمايد :
وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً
يوسف آيهء 101 ؟ .
جواب : اولا سجده تعظيم بود نه عبوديت ، و ثانيا سجده ملائكه بامر الهى بود لذا ابليس كافر شد و سجده تعظيم در شرايع سابقه جايز بود لكن در شريعت اسلام حرام است كه از پيغمبر اكرم است فرمود : اگر سجده بر غير خدا در شريعت من جايز بود ميگفتم كه زنها سجده كنند بر شوهرها .
[ سوره الجن ( 72 ) : آيه 19 ]
وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَداً ( 19 )
و شأن چنين است كه چون ايستاد عبد اللَّه حضرت رسول ( ص ) دعوت ميكرد او را نزديك بود كه اينها براى استماع هجوم ميآوردند و به يكديگر سبقت ميگرفتند .
وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ
پيغمبر اكرم است و مقام عبوديت از مقام رسالت و خاتميت و افضليت بالاتر است چنانچه در تشهد مقدم بر رسالت است مىگويى : ( اشهد ان محمدا عبده و رسوله ) و از امير المؤمنين است در مناجات عرض مىكند :
( كفى بى عزا ان تكون لى ربا و كفى بى فخرا ان اكون لك عبدا ) .
و حقيقت عبوديت اين است كه بجميع وظائف عبوديت رفتار كند و از خود امرى را اختيار نكند كه فرق است بين عبد و حر ، حر آزاد است و اختيار سر خود عبد بنده است و تحت اختيار مولى است :
عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ
نحل آيهء 77 .
يَدْعُوهُ
مرجع ضمير اللَّه است يعنى خدا را ميخواند و بس و يا باقامهء صلوة در پيشگاه احديت يا بتلاوت كتاب اللَّه يا عرض حاجت يا ذكر از توحيد و تحميد و تسبيح و تكبير و ساير اذكار .
كادُوا
نزديك است و مشرف بر اين است كه :