الهى را نسبت به غير خدا دادند ، شرك عبادتى كه غير او را پرستش كردند ، شرك نظرى كه در امور نظر و توجه آنها به غير خدا است يا بمال و اولاد و قبيله و عشيره و اتباع و رؤساء است يا بكوكب و خورشيد و ماه كه در تقاويم ثبت شده يا بقوه و قدرت خود يا بطبيعت و روزگار و امثال اينها يا به پيشامد و خوشبختى و بدبختى .
[ سوره الجن ( 72 ) : آيه 3 ]
وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً ( 3 )
و اين كه خداى متعال بزرگ پروردگار ما است نگرفته است صاحبه كه عيال و زوجه باشد و نه ولد كه فرزند باشد .
وَ أَنَّهُ تَعالى
از ماده علو و رفعت و بزرگوارى است و قريب المعنى است با عظمت و كبريايى مىگويى : هو العلى الاعلى و يكى از اسماء الحسنى العلى العظيم است و تعبير با على من كل شيء از ضيق عبارت است زيرا على از اسماء ذات است غير محدود و كل شىء محدود است و گفتيم نسبت محدود به غير محدود اگر مثل قطره به دريا بگويى غلط گفتهاى زيرا دريا هم محدود است ، و خداوند متعال اين اسم را انتخاب فرمود براى امير المؤمنين عليه الصلاة و السلام موقعى كه حضرت ابى طالب و فاطمه بنت اسد در پيشگاه احديت عرض كردند :
يا رب يا ذا الغسق الدجى * و القمر المبتهج المضى
بين لنا من حكمك المرضى * ما ذا ترى فى اسم ذا الصبى
جواب آمد :
خصصتما بالولد الزكى * الطاهر المطهر المرضى
و اسمه من شامخ على * على اشتق من العلى
يعنى در ممكنات در جميع كمالات نفسانيه و معنويه بر تمام برترى دارد فقط وجود مقدس حضرت رسالت كه نام مباركش محمد احمد محمود است كه آن هم اشتقاقش از اسم الهى است كه يكى از اسماء الهى حميد است با اينكه حمد مختص بذات اقدس او است لكن در ممكنات در جميع كمالات سزاوار حمد است و همين است معناى مقام محمود كه ميفرمايد :
عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً
بنى اسرائيل آيهء 81 ، و