كه ملاقات ميكنم حساب خود را حسابى بوده ، هاء حسابيه هاء استراحت است براى نظم آيات ، البته كسى كه يقين بروز جزاء داشته باشد كه حساب و كتاب و ميزان و صراط و تطاير كتب و جزاء و ثواب و عقاب و جنت و نار داشته باشد خوددارى مىكند و هميشه بين خوف و رجا است و خبر از عاقبت خود ندارد كه با ايمان ميرود يا بدون ايمان .
[ سوره الحاقة ( 69 ) : آيه 21 ]
فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ ( 21 )
پس او در يك زندگانى خوش است كه بسيار خشنود و فرحناك است ، موقعى كه خطاب برسد :
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
فجر آيهء 28 الى 30 ، و مقام رضا بالاترين مقامات است كه بنده در جميع واردات تكوينى و تشريعى خشنود باشد و همان را طالب باشد و اين از مقام صبر بالاتر است و در بهشت هم بالاترين مقامات بر اهل بهشت رضاى الهى است كه عرض ميكنند : ( ربنا رضاك ) و اوصاف بهشت و نعم او را از حور و قصور و اطعمه و البسه و اشربه نميتوان درك كرد كه ميفرمايد :
فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنْتُمْ فِيها خالِدُونَ
زخرف آيهء 71 ، و در حديث فرموده :
( و ما خطر على قلب بشر ) .
[ سوره الحاقة ( 69 ) : آيات 22 تا 23 ]
فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ ( 22 ) قُطُوفُها دانِيَةٌ ( 23 )
بهشتى كه در اعلا درجهء علو است و شاخهاى درختان او پر از ميوهها و سر برگشته كه دسترس اهل بهشت است .
خداوند در بهشت براى اهل بهشت از هيچگونه نعمتى و تفضلى دريغ نداشته فقط تفاوت درجات در لذت بخشى آنها است هر چه ايمان قويتر و اعمال صالحه بيشتر و تقوى بالاتر باشد التذاذش بيشتر است و اين به نحوى است كه بالاتر درك زيادتى التذاذ را مىكند ولى نازلتر درك نميكند كه موجب غم و اندوه و حسرت او شود و همچنين در جهنم تمام در اشد عذاب هستند ولى تفاوت مراتب دارند در تعذيب و هر كس خيال مىكند كه عذاب او اشد عذاب است و شديدتر از خود را درك نميكند كه باعث تسلى او شود .
[ سوره الحاقة ( 69 ) : آيه 24 ]
كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ ( 24 )