در جواب آن ملعون فرمود :
قالَ اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزاؤُكُمْ جَزاءً مَوْفُوراً وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً
اسراء آيهء 64 الى 66 . 4 - قساوت قلب .
5 - سياهى دل 6 - سلب توفيق 7 - بعد از رحمت 8 - غضب الهى . 9 - گرفتار ظالم . 10 - ضعف يا سلب ايمان .
كَذلِكَ الْعَذابُ
همين عذابها كه ذكر شد .
وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ
طرف مقايسه نيست با عذابهاى دنيوى كه امير المؤمنين ميفرمايد :
( و هذا ما لا تقوم له السموات و الارض فكيف بى و انا عبدك الذليل . . . الدعاء ) .
لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
لو امتناعيه هرگز اينها نميدانند تا مشاهده نكنند
[ سوره القلم ( 68 ) : آيه 34 ]
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ ( 34 )
محققا براى كسانى كه تقوى دارند نزد پروردگار خود بهشتهاى پر نعمت است . بعد از آنكه حال منافقين بيان شد خداوند حال اهل تقوى را بيان ميفرمايد :
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ
تقوى بمعنى پرهيز است از آنچه براى انسان ضرر دارد مثل اينكه انسان بايد كارى نكند كه مريض شود : چاپش پيدا كند : بار سنگين بر ندارد ، در جاههاى خطرى نرود ، چيزهاى ميكربى تناول نكند ، عمل ضررى چه جانى چه مالى چه عرضى نكند و اشباه اينها ، و مريض را اطباء همين نحوى كه دوا ميدهند براى شفاى درد پرهيز هم ميدهند كه مرض زيادتى پيدا نكند ، و تقواى در دين پرهيز و اجتناب است از عقوبات الهى و اين تقوى مراتبى دارد كه اولين مرتبهء آن پرهيز است از خلود در عذاب جهنم كه آخر ندارد مثل شرك و كفر و ضلالت و بدعت و انكار ضروريات دينى و مذهبى كه مرادف با ايمان است زيرا غير مؤمن اگر از روى تقصير باشد نه قصور مخلد در عذاب است و اشد عذاب براى نفاق است كه :
إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ
، پس از آن تقواى از اخلاق رذيله و صفات خبيثه است مثل كبر بخل عجب و ساير صفات قبيحه كه باعث حرمان از فيوضات دنيوى و اخروى مىشود ، سوم تقواى از معاصى كبار كه باعث ضعف ايمان بلكه زوال آن و مورث استحقاق عذاب