مىشود ، چهارم تقواى از كليه معاصى كه مضرات دهگانه او را در آيهء قبل تذكر داديم ، پنجم تقواى از آلودگى به دنيا و زخارف آن زائد بر مقدار ضرورت كه باعث منع از عبادات و وظائف دينى مىشود خداوند وعده فرموده كه از براى متقين بمراتب مختلفه :
عِنْدَ رَبِّهِمْ
نزد پروردگار آنها كه قبلا مقرر فرموده و ايجاد نموده .
جَنَّاتِ
كه از هر هشت بهشت كه جمع مضاف افاده عموم دارد .
النَّعِيمِ
پر نعمت آن هم نعمتهايى كه زوال ندارد و تمام شدنى نيست بلكه ميفرمايد :
مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ
ق آيهء 32 الى 34 .
[ سوره القلم ( 68 ) : آيه 35 ]
أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ ( 35 )
آيا پس از اين بيانات در حال منافقين و كفار و حال متقين باز هم جاى توهم است كه ما قرار دهيم مسلمين را مثل مجرمين ؟ .
أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ
مراد اين نيست كه كسانى كه اسم اسلام روى خود گذاردهاند بلكه مسلمين يعنى كسانى كه تسليم كليهء اوامر الهيه و تسليم جميع واردات هستند كه گفتند : تسليم فوق مرتبهء رضا است و اعلى درجهء ايمان است .
كَالْمُجْرِمِينَ
مجرم كسى است كه مستحق جرم باشد و اين درجات زيادى دارد هر كه باندازهء استحقاقش ، جرم كفار و مشركين و ضالين و مضلين و منافقين و مخالفين و ناصبين و خوارج تفاوت دارد با جرم اهل معصيت آن هم باندازهء معاصى تفاوت پيدا مىكند ، و مجرم هم دو قسم است يك قسم از قابليت عفو و مغفرت و شفاعت افتاده و يك قسم قابل هست قسمت اول به كلى مأيوس هستند ليس لهم ناصر و لا معين و قسمت دوم بايد بين خوف و رجاء باشند نه مأيوس از رحمت و نه ايمن از عذاب .
[ سوره القلم ( 68 ) : آيه 36 ]
ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ( 36 )
چه نحوه است از براى شما چگونه حكم ميكنيد .
ما لَكُمْ
استفهام توبيخى و تهجينى است يعنى كدام عقلى است .
كه
كَيْفَ تَحْكُمُونَ
به اينكه شرك و كفر و ضلالت و معاصى بهتر از ايمان و هدايت