الهى و معبود بحقى مگر من پس پرهيز كنيد از مخالفت من
يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ
از براى روح در قرآن مجيد اطلاقاتيست بر نفس ناطقه اطلاق شده
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
البراءة آيه 87 .
بر جبرئيل عليه السّلام إطلاق شده
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ
شعراء آيه 193 .
( بر ما فوق الملائكة جوهر مجرد از ماده و صورت
تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ
قدر آيه 4 و در اين آيه شريفه تفسيراتي كردند لكن بعيد نيست كه در اينجا مراد عقل كامل باشد كه خداوند بانبياء و اوصياء عنايت فرموده كه درك ميكنند ملائكه را و ميشناسند و با آنها تماس ميگيرند و لذا در اينجا بباء تعبير فرموده و در سوره قدر بواو ( من امره ) هر نوع دستورى كه معين فرموده و قرآن مجيد مشتمل است از احكام و مواعظ و نصائح و قصص .
عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ
كه لياقت مقام رسالت داشته باشند و واجد شرائط نبوت و فاقد موانع آن باشند .
أَنْ أَنْذِرُوا
انذار كنيد امّت خود را و بندگان خدا را و بترسانيد كه شريك بر خدا قرار ندهند و غير او را نپرستند كه موجب خلود در عذاب الهى مىشود ( انّه ) ضميرشان است و در مقام تأكيد است (
لا إِلهَ إِلَّا أَنَا )
و گفتيم اين كلمه شريفه سه دلالت دارد مطابقى التزامى اقتضايى .
اما المطابقى توحيد عبادتيست كه معنى الوهيت باشد يعنى پرستش .
و اما التزامى توحيد ذاتى و صفاتى و افعالى و نظرى ، زيرا اگر غير از او باشد آن هم استحقاق پرستش دارد .
و أمّا اقتضايى لزوم اطاعت و امتثال و فرمان برى در كليه دستورات و فرامين آن
فَاتَّقُونِ
بپرهيزيد از مخالفت و معصيت و نافرمانى او اللهم اجعلنا من الموحدين المتقين .