تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
حضرت موسى صبر كرده بود و اعتراض نكرده بود متجاوز از هزار امر مشاهده مىكرد .
قالَ هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ
بر خودت معلوم شد كه ديگر نميتوانى با هم مصاحبت كنيم بايد از هم جدا شويم لكن اين سه اعتراض كه نمودى جواب آن را اخذ كن .

[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 79 ]

أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً ( 79 ) اما كشتى پس بود از براى مساكين كار ميكردند در دريا پس اراده كردم اينكه معيوب كنم آن را و بود در وراء آنها پادشاهى ميگرفت هر گشتى را غصبا و ظلما
أَمَّا السَّفِينَةُ
يعنى آنچه مشاهده كردى كه من تخته آن را پاره كردم براى اين بود كه اين كشتى
فَكانَتْ لِمَساكِينَ
يك دسته آدم‌هاى بىبضاعت كه ممّر معاش آنها همين كشتى بود كه اگر از آنها گرفته ميشد امر معاش آنها مختل و بىچاره مى شدند
يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ
مسافر و بار ميبردند و از اجرت آنها امرار معاش ميكردند .
فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها
نظر به اينكه اين عيب به سهولت رفع ميشد بيك پارچهء تخته كه به او كوبيده ميشد رفع عيبش ميشد
وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً
سلطانى بود قشون كشى ميكرد از اين طرف دريا به آن طرف و كشتىهاى روى دريا را بظلم و جور بدون اجرت غصب ميكرد چون به اين كشتى برخورد كردند عمال سلطان و قشون آن و اين عيب را مشاهده كردند از او صرفنظر كردند و براى صاحبانش باقى و برقرار ماند .

[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 80 ]

وَ أَمَّا الْغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَ كُفْراً ( 80 ) و اما غلام پس بود پدر و مادر او دو مؤمن پس ترسيديم آنكه آنها را فرو