كند و اگر كفر و شرك و ضلالت است ايمان آورد
إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها
بعد از توبه و اصلاح لغفور رحيم حتى از نامه عمل محو مىكند و تبديل بحسنات ميفرمايد
فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ
.
[ سوره النحل ( 16 ) : آيه 120 ]
إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ( 120 )
بدرستى كه ابراهيم بود امتى كه متوجه به خداوند در دعاء و عبادت بدين مستقيم خالى از هر عيب و نقص و نبود از شرك آورندگان
إِنَّ إِبْراهِيمَ
حضرت ابراهيم داراى مقام نبوت و رسالت و اولوا العزمى و خلّت و امامت بود
وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا
نساء آيه 124
إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً
بقره آيه 118
كانَ أُمَّةً
تعبير بامت در اخبار بسيارى داريم چون در زمان ابراهيم فقط حضرت ابراهيم بر دين حق بود بتنهايى و تمام صفحه زمين بر شرك و كفر بودند لذا امّت حقه حقيقيه او بود و بس تا خداوند اسمعيل و اسحق را به او عنايت فرمود سه نفر شدند و امّا وجوهى كه مفسّرين گفتند تمام تفسير برأى است اعتبار ندارد و ما از نقل آنها خوددارى ميكنيم و اين اخبار كلينى بسند متّصل از عبد صالح موسى بن جعفر و از ابى عبد اللَّه حضرت صادق و على بن ابراهيم از ابى جعفر حضرت باقر و عياشى چهار حديث بطرق مختلف از حضرت صادق روايت كردند و چون نقل آنها طولى داشت مراجعه ببرهان كنيد
قانِتاً لِلَّهِ
گذشت قنوت بتاء منقوط بمعنى دعاء و عبادت است و از اين باب است قنوت در نماز و قنوط بطاء مؤلف بمعنى نااميديست و يأس از رحمت و در اينجا بمعنى توجه بخداست دائما اشتغال بذكر و عبادت و دعاء دارد
حَنِيفاً
حنيف دين مستقيم و صراط مستوى و پاك و پاكيزه از هر عيب و نقص لذا امر شد به حضرت رسالت
أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً
در دو آيه بعد شرحش انشاء اللَّه بيان مىشود
وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
توحيد ابراهيم به حدى بود كه موقعى كه او را در آتش انداختند بملك باد و آب اعتناء نكرد حتى بجبرئيل كه گفت
ا لك حاجة قال اما اليك فلا
جبرئيل گفت از آنكه حاجت دارى بخواه فرمود علمه بحالى حسبى من سؤالى .