تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
شرب خمر و زنا و سرقت و ظلم را بر من مهيّا فرما و مرا موفق به اين معاصى فرما يا در حق كفار و اهل ضلال طلب نجات كند و حضرت نوح نميدانست كه فرزندش قابليت دارد يا ندارد لذا ميفرمايد تا احراز قابليت نكرده‌اى چرا سؤال كردى سپس بيان عدم قابليت را مىكند . مقام سوم - در جمله
إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ
موعظه پند و اندرز است و مخصوصا نسبت بمقام مقدس انبياء زيرا جهّال ممكن است يك امور غير مشروعه يا قبايح عقليه يا غير مرضيه عند اللَّه را از خداوند تقاضا كنند لكن انبياء عظام تا علم بحسن آن و موافقت با مصلحت و حكمت آن نداشته باشند نبايد تقاضا كنند حتى در مسئله شفاعت
لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى
و اين جمله دلالت ندارد كه العياذ حضرت نوح از جاهلين بوده اين مثل
وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
است

[ سوره هود ( 11 ) : آيه 47 ]

قالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَ إِلاَّ تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخاسِرِينَ ( 47 ) گفت حضرت نوح پروردگار من بدرستى كه من پناه ميبرم به تو اينكه سؤال كنم از تو چيزى را كه نيست براى من به آن چيز علم و دانش و اگر مرا نيامرزى و رحم نكنى ميباشم از خسران كننده‌گان . غفران فرع ذنب است و انبياء معصوم هستند در تمام عمر حتى خيال معصيت در قلوب آنها خطور نميكند زيرا از طرف شيطان است و راه بقلب انبياء ندارد لكن در مقابل عظمت و بزرگى خداوند خود را حقير و كوچك و مقصر ميدانند و خاضع و خاشع هستند از اين جهت
قالَ رَبِّ
و عدم ذكر يا كه نگفت يا رب چون نداء تعظيم است بخلاف ( يا نوح ) كه نداء تنبيه است
إِنِّي أَعُوذُ بِكَ
انسان