همچه توهمى در حق او كردند و لكن اين از باب عدم معرفت بمقام مقدس انبياء است زيرا معصومين از خطاء و اشتباه و ضعف رأى و سفاهت منزه هستند و به عين اين نسبت مشابه با آن نسبت است كه ثانى برسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم داد موقعى كه فرمود قلم و دوات بياوريد تا چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد گفت ( دعوه ان الرجل ليهجر ) لعنه اللَّه .
[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 95 ]
قالُوا تَاللَّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلالِكَ الْقَدِيمِ ( 95 )
گفتند كسان يعقوب كه نزد او حاضر بودند از ذرارى و اهل بيت آنها به حضرت يعقوب قسم به خداوند متعال محققا شما در همان گمراهى سابق هستيد كه معتقد بودى يوسف زنده است و گرگ او را از بين نبرده .
قالوا پسران يعقوب كه هنوز نيامده بودند كه بشارت بيوسف را بدهند ولى اولادهاى آنها و زنان آنها و بستگان آنها نزد يعقوب بودند و اينها نظر به آنكه خبر داده بودند كه
فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ
وَ جاؤُ عَلى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ
و مدتهاى مديد گذشته و اثرى از يوسف پيدا نشده يقين داشتند كه يوسف هلاك شده لذا قسم ياد كردند و گفتند تاللّه كه قسم جلاله است و يكى از صيغ قسم است ( باللّه تاللّه و اللّه ) انّك با تأكيد بانّ و لام لفى ضلالك القديم ضلالت گمراهى و خطا و اشتباه است كه باطل را حق پندارد لذا ضلالت در دين آنست كه دين حق را باطل بداند و باطل را حق پندارد كه شرح آن را در مجلد اول در سوره مباركه حمد مفصلا بيان كردهايم و در اينجا مراد در امر يوسف است كه گمان ميكنى زنده است و حال آنكه سالهاى دراز است كه هلاك شده و تلف شده است . و مراد از قديم همان فرمايشات قبلى يعقوب بود
وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
و فرمود
يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ