تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
صيف ، خريف ، شتاء را فصول اربعه ميگويند كه آثار هوى و حرارت و برودت و حالات اشجار و نباتات و حيوانات و انسان مختلف مىشود و نزول امطار و ثلج و زيادتى و نقصان مياه تفاوت پيدا مىكند . و قاضى و حاكم و رافع اختلافات را فصيل ميگويند و بالجمله تفرقه بين دو شيئى فصل است و جمع بين آن دو وصل است و در مفهوم هر دو مأخوذ است سبق ضدّ مثلا وصل بعد از آنكه جدا بودند اجتماع پيدا ميكنند و فصل پس از آنكه مجتمع بودند جدا ميشوند ، و عير كه برادران يوسف باشند و كسان ديگر كه در خدمت او بودند جدا شدند و حركت كردند و از مصر خارج شدند .
قالَ أَبُوهُمْ
كه حضرت يعقوب باشد بكسان آنها از اولاد و احفاد و اهل و عيال آنها كه در نزد يعقوب بودند
إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ
كه همان بوى پيراهن كه نزد يوسف بود و شرحش گذشت كه از بهشت بوده و در اخبار دارد كه بوى بهشت پانصد سال راه ميرود و بعضى از عصات و كفار آن قدر دورند كه بمشام آنها نميرسد . و از ابن عباس مرويست كه گفت باد صبا از خداوند استجازه كرد كه قبل از آمدن عير و بشير خبر يوسف را بيعقوب بشارت دهد و بوى او را بمشام يعقوب برساند و از اين جهت باد صبا فرحناك و لطيف شد و در لسان شعراء و در خطب ضرب المثل شده لكن كسان يعقوب كه سالهاى دراز خبرى از يوسف نداشتند و يوسف را تلف شده و هلاك شده ميپنداشتند ابدا اين كلام را باور نكردند و حمل بر پيرى و سفاهت و خرافت كردند لذا ميفرمايد
لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ
از براى فند در لغت معانى ذكر كرده‌اند . حماقت - سفاهت - ضعف رأى - پيرى - كذب و غير اينها لكن مناسب در اين مقام اينست كه كلمه لاجد دلالت دارد بر قطع و يقين زيرا و جدان بدون قطع صدق نميكند مراد حمل بر اشتباه و مجرد خيال فاسدى است نظر به اينكه هميشه يوسف در نظر يعقوب بود
اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 269 | السيد عبد الحسين الطيب