تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
كرد قتل هم برداشته مىشود و لكن ارث اگر مورث او در حال ارتداد بميرد به او برنميگردد و اگر پس از توبه بميرد ارث ميبرد . و مراد در اينجا اينست كه يعقوب از حالت عمى و بياض عين برگشت بصيرا بينا شد سپس بشارت يوسف را كه عزيز مصر شده با آن عظمت و عزت و رياست كه تمام اهل مصر رجالا و نساء و تمام اموال آنها منقولا و غير منقول مملوك او شده‌اند بيعقوب دادند ، و در بعض اخبار دارد كه اين پيراهن را بر هر ذى آفتى بيندازند به كلى رفع آن مىشود و حضرت يعقوب نه فقط بصير شده باشد حالت شكستگى و ضعف و انحناء و همّ و غمّ آن مبدّل شد به صحت و سلامت و استقامت و فرح و سرور و سجده شكر كرد سپس استفسار از ابن يامين كرد گفتند نزد يوسف معززا ماند و او را نگاه داشت نزد خود و انتظار دارد كه تمام ما با اهل و عيال در خدمت شما و بالاتفاق جلاء وطن كنيم و برويم مصر نزد يوسف و شما بوصال او برسيد و خدمت گذار شما باشد .
قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
حضرت يعقوب فرمود به اولاد و احفاد و كسان خود آيا من نگفتم بشما كه محققا من ميدانم از جانب وحى الهى چيزى را كه شما نميدانيد . چون وحى الهى به او رسيده بود كه يوسف زنده است و وعده وصال هم به او داده بودند كه بالاخره بوصال او ميرسيد بلكه از همان رؤياى يوسف حضرت يعقوب عزت و برترى او را بر برادرانش ميدانست و لذا فرمود
لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى إِخْوَتِكَ
بلى محل يوسف و در چه حالى است او را نميدانست و همين انتظار و فراق باعث حزن و اندوه او بود اگر به كلى مأيوس بود اين نحو نميشد كه گفتند ( اليأس احدى الراحتين ) لذا قال يعقوب به آنها
أَ لَمْ أَقُلْ
استفهام تقريرى