تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
كه پيش از رسيدن بشير بيعقوب بوى يوسف را بيعقوب برسان .
فَأَلْقُوهُ عَلى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيراً
چون اين پيراهن را بر هر ذى آفتى بيندازند فورى رفع آن آفت مىشود و حضرت يوسف بوحى الهى و معجزه ميدانست از اين جهت خبر داد كه پدرم بينا مىشود .
وَ أْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ
نظر به اينكه هر كدام از برادران اولاد و احفاد و ازواج داشتند و جمعيت آنها زياد بودند و نظر يوسف اين بود كه جلاء وطن كنيد و هر كه را داريد بياوريد و مصر را وطن خود قرار دهيد و همين سبب شد بر اينكه بنى اسرائيل توطن در مصر كردند تا زمان موسى كه عده آنها بالغ بر چندين هزار شده و اوصياء حضرت ابراهيم كه انبياء بنى اسرائيل بودند تا زمان موسى و اوصياء موسى تا زمان عيسى و اوصياء عيسى تا زمان بعثت حضرت خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تمام انبياء بودند و بسا در يك عصر هزار نبىّ بود و اما اوصياء حضرت ابراهيم در بنى اسمعيل منتهى شد به حضرت خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه آخرين آنها حضرت ابى طالب بود پس از هر دو طرف رسيد به حضرت خاتم ( ص ) و بنى اسرائيل در قسمت مصر و فلسطين بودند و بنى اسمعيل در قسمت حجاز .

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 94 ]

وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ ( 94 ) و چون قافله از مصر خارج شد حضرت يعقوب كه در فلسطين بود فرمود من مىيابم بوى يوسف را اگر شما ( يعنى اولاد اولاد يعقوب ) مرا رمى بكم عقلى و سفاهت نمىكنيد .
وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ
فصل مقابل وصل است به معناى جدايى و از اين جهت در كتب فقهيه فصولى معين ميكنند اشاره به اينكه مطالبى كه در اين فصل گفته مىشود مربوط بمطالب قبل نيست و از آنها جداست و در سال شمسى : ربيع ،