احدى جز ذات اقدس حق عالم به تمام خصوصيات نيست
وَ كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ
رعد آيه 8 ، و فرق بين موضوعات و متعلقات آنست كه موضوع چيزهاييست كه فعل مكلف به او تعلق ميگيرد مثل شرب كه فعل مكلف است تعلق بخمر ميگيرد مىگويى شرب خمر ، و حكم حرمت است كه تعلق بفعل مكلف ميگيرد مىگويى لا تشرب الخمر بلى بعض موارد حكم موضوع ندارد فقط متعلق دارد مثل ( صل و صم ) و البته خصوصيات مأخوذه در موضوع حكم و متعلق آن مدخليت دارد در حكم و مصالح حكم كه بمنزله علت است كه بفقدان آنها حكم از بين ميرود .
و مراد از اين جمله نه اينست كه حدود الهى منحصر بمسئله ميراث باشد بلكه مراد اينست كه اين دستورات جزو حدود الهى است كأنه بتقدير ( من ) است تلك من حدود اللَّه .
وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
اطاعت در حفظ حدود الهى است و عمل بر طبق آن و عدم تجاوز از حدود الهى ، و اين جمله بمنزله علت است براى جمله بعد كه
يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
باشد چنانچه در جميع قضاياى شرطيه شرط علت جزاء است لكن علت مجعول است يعنى بجعل الهى خداوند دخول جنت را منوط باطاعت فرموده از راه تفضل نه استحقاق بخلاف عكس كه معصيت موجب استحقاق نار مىشود چنانچه بيايد و مراد اطاعت در جميع حدود و اوامر الهى است نه فقط در مورد ميراث .
(
خالِدِينَ فِيها )
شرح مسئله خلود در اوائل كتاب مجلد اول آيه 25 از سوره بقره گذشت
وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
چه رستگارى است بالاتر از دخول جنات متعدده كه نهرهايى از زير درختان و قصرها جارى باشد و در آن مخلد باشند ، اللهم ارزقناها بجاه محمد و آله الطاهرين صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم .