وَ إِذا نادَيْتُمْ
نداء در مقابل نجوى بمعنى جار است كه رفع صوت باشد كه فريادش مىگوييم ( الى الصلاة ) كه عبارت از اذان اعلاميست كه مردم را دعوت به نماز مىكند و از اين جهت مؤذّن را منادى و جارچى حق ميگويند و هر كس باذان او بر خيزد و نماز گذارد او در ثوابش شريك مىشود و فرداى قيامت مؤذنين بر تلى از مشك بالا ميروند و اذان ميگويند و در بهشت بعد از مقام انبياء و اولياء و علماء مقامى بالاتر از مقام مؤذنين نيست و در هر خانه كه اذان گفته شود فقر و مرض از آن خانه برداشته مىشود و كسى كه اولاد پيدا نميكند بمداومت اذان نصيبش مىشود و غير اينها از فضائل و مثوبات .
اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً
فاعل اتّخذوا همان اهل كتاب و كفار هستند و مرجع ضمير نماز است كه به نماز استهزاء ميكنند و ملعبه ميشمارند و اين موضوع از امثال اينها كه معتقد باسلام نيستند چندان مورد تعجب نيست واى به حال بسيارى از مسلمانان امروزه كه اينها هم بمؤذّن و اذان و نماز جماعت استهزاء و متلك ميگويند مسلما بطور قطع و اطمينان ميگويم از زمره مسلمين خارج و كافر و نجس و مرتد هستند و با همانها محشور خواهند شد .
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ
عقل مقابل حمق نه مقابل جنون چنانچه قبلا اشاره شد كه تعبير بجهل ميكنند كه بمعنى حمق است نه جهل مقابل علم .
[ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 59 ]
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَ أَنَّ أَكْثَرَكُمْ فاسِقُونَ ( 59 )
بگو اى پيغمبر اكرم كه اى اهل كتاب آيا عيب ميپنداريد و بد ميدانيد از ما مسلمانان جز اينكه ما ايمان به خدا آوردهايم و به آنچه بر ما نازل شده از قرآن