جاى هر كلمه كلمه ديگرى گذاردند و فراموش كردند آن حظّ و نصيبى كه آنها را متذكر نموديم كه مغفرت و دخول جنّت باشد و لا يزال مطلع ميشوى بخيانتهاى آنها مگر قليلى از آنها كه بميثاق خود وفا كردند پس آنها را مورد عفو خود قرار ده و از تقصيرات آنها صرفنظر نما محققا خدا دوست ميدارد احسان كنندگان را
فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ
بعض مفسرين گفتند ما در بما زائد است و مكرر گفتهايم كلمه زائده در قرآن نيست و توهّم كردند كه مراد از نقض ميثاق معاهده بود كه پيغمبر با آنها نمود كه همراهى با مشركين نكنند و تخلف نمودند ، و بعضى گفتند قرارداد جزيه بوده لكن ظاهر اينست كه همان عهد و ميثاقى است كه در آيه قبل مذكور شد از اقامه نماز و ايتاء زكات و ايمان برسل و اعزاز آنها و صرف مال در سبيل و راه خداوند كه احكام الهى را پشت پا زدند و انبياء را كشتند و در شرط غوطهور گشتند و از تورات موسى و زبور داود و انجيل عيسى هيچ نام و نشانى نگذاشتند .
لَعَنَّاهُمْ
در دنيا گرفتار قتل و غارت و اسيرى شدند و بعضى مسخ شدند بقرده و در آخرت معذّب بسختترين عذاب گرفتار .
وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً
كه الان هم مشاهده مىشود كه هيچ طائفه حتى طبيعى قساوت قلب آنها به مقدار يهود نيست بالاخص با مسلمين خصوصا اگر اولاد پيغمبر باشند يا نام پيغمبر را داشته باشند حتى خود آنها نسبت به يكديگر از زن و فرزند فقط دوستى آنها با مال و زخارف دنيوى است .
يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ
تحريف عبارت از اين است كلمه را بر دارند و جاى او كلمه ديگر گذارند و اين معمول يهود و نصارى در هر عصر و زمانى بوده و هست اگر طبع عهد قديم و جديد را مشاهده كنى با طبع سابق آن بسيار مخالفت دارد بخصوص جملاتى كه بشارت بوجود مقدّس نبى اسلام و اسم شريف او است