مىشود كه نيرويى قوىتر از توكّل نيست كه اتّكال امر باشد به خدا و صفت توكل تحقق پيدا نميكند مگر بايمان چنانچه ميفرمايد
وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
( توضيح كلام )
اينكه يكى از اقسام توحيد توحيد افعالى است و مردم در اين امر بر چهار قسم هستند : قسم اول - اكثر مردم كارها را منوط باسباب و وسائل و نيروى خود و عوامل طبيعت ميدانند حتى اگر بلائى به آنها برسد خشم طبيعت ميگويند و ابدا مستند بتقديرات الهى نميدانند اين قسم مسلّما كافر هستند .
دوم - به زبان اقرار دارند كه كارها تحت تقدير است و بسا توكلت على اللَّه هم ميگويند و لكن قلبا مستند باسباب ميدانند اينها منافق هستند .
سوم - قلبا هم معتقد بتقديرات هستند لكن ميگويند ( ابى اللَّه ان يجرى الامور الا باسبابها ) و نظر بوسائط دارند حتى بعضى وسائط را انبياء و ائمه و صلحاء ميپندارند به اين معنى كه امر رزق و خلق به آنها وا گذار شده اينها هم ايمان ناقصى دارند چهارم - به كلى از اسباب و وسائط حتى نيروى خود چشم پوشيده و معتقدند كه تا مشيت حق تعلق نگيرد يك برگ از درخت ساقط نشود و اگر تعلق گرفت رادع و مانعى نميتواند جلوگيرى كند
ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّهِ
حشر آيه 5
عرفت اللَّه بفسخ العزائم و نقض الهمم
منسوب بامير المؤمنين عليه السّلام .
ديدهاى خواهم سبب سوراخ كن * تا سبب را بر كند از بيخ و بن
( مثنوى ) اين قسم ايمان كامل و توكل تام دارند حتى بجبرئيل بفرمايد ( اما اليك فلا ) .