از مشركين يك نفر را مخفيانه فرستادند كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را بكشد و او با شمشير برهنه آمد بالاى سر پيغمبر در حال تنهايى و گفت كيست كه تو را از دست من نجات دهد حضرت فرمود خدا خداوند در قلب او تصرف فرمود شمشير را انداخت و بشرف اسلام مشرف شد و حفظ پيغمبر نعمت بزرگى بود بر مؤمنين و بعضى گفتند پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم براى قضاى حاجت از اصحاب دور شد و لباس خود را تطهير كرد يك نفر از مشركين بالا سر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با شمشير برهنه آمد و گفت كيست تو را از دست من نجات دهد فرمود خدا جبرئيل بر سينه او زد افتاد روى زمين و شمشير از دستش رها شد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شمشير را گرفت و بر سينه او نشست و فرمود كيست تو را از دست من نجات دهد گفت احدى نيست و حقانيت تو را فهميدم و بشرف اسلام مشرف شد ، و بعضى گفتند كفار و مشركين كه در مقام جدال با مسلمين بودند خداوند آنها را مبتلى كرد بامراض شديده و قحطى و مرگ بزرگانشان و اتلاف حيوانات آنها ناچار منصرف شدند ، و چون ما مدركى براى اين اقوال نداريم نميتوانيم صحبتى كنيم لكن قول اخير اقرب با مضامين آيه شريفه است زيرا خطاب بمؤمنين است
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
و آنها را متذكر ميفرمايد بنعمتى كه نسبت به آنها فرموده
اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ
سپس بيان نعمت را مىكند كه جماعتى قصد شما را كردند
إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ
نه يك نفر قصد پيغمبر تنها را كرده باشد .
فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ
خداوند دستهاى آنها را كوتاه فرمود از سر مؤمنين و استفاده مىشود كه در اثر ايمان و تقوى رفع شرّ اعداء مىشود و در اثر معصيت باعث تسلّط آنها مىشود چنانچه امروز مشاهده مىشود كه هر قومى كه جلباب حيا را افكندند و در معاصى منهمك شدند دشمن بر آنها مسلّط شد لذا ميفرمايد
وَ اتَّقُوا اللَّهَ
و تقوى عبارت از فعل طاعت و ترك معصيت است ، و نيز استفاده