تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
كه از او حياء كنند ولى اين مورد با ساير معاصى تفاوت دارد زيرا عمل زشتى را مثل خيانت را از كسى كه مرتكب شده سلب كنند و نسبت به ديگرى كه دامنش پاك است بدهند چه مؤمن و چه كافر باشد معصيت بزرگى است ولى ساير معاصى را در خفاء مردم مرتكب شدن و لو معصيت است و مستحق عقوبت اما ستر آن مذموم نيست بلكه شايد واجب باشد كه اشاعه فاحشه نشود و امروز فساق و فجار نه از خداوند از مردم حياء ميكنند و علنا مرتكب فسق و فجور ميشوند و پرده حياء را دريده بلكه افتخار ميكنند و منكر در نزد آنها معروف و بالعكس ميگردد اعاذنا اللَّه من شرور انفسنا لذا ميفرمايد
يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ
مخفى ميكنند از مردم
وَ لا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ
ولى از خدا شرم نميكنند و حال آنكه
وَ هُوَ مَعَهُمْ
در قرآن است
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
ق آيه 16 .
إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى مِنَ الْقَوْلِ
بيت از باب تفعيل بمعنى شب را بروز آوردن است و
يُبَيِّتُونَ
جمع است يعنى جماعتى كه در شب اجتماع ميكنند و كمسيون دارند و بر مطلبى تصميم ميگيرند مثل اصحاب شيخين كه شبها دور هم جمع ميشدند و ارد ميخواندند كه فردا كيانى را بياورند و از آنها بيعت بگيرند و روزها با شمشيرهاى برهنه درب خانه‌هاى مهاجر و انصار و آنها را بجبر و عنف و تهديد مىبردند براى بيعت تا آن شب را كه تصميم گرفتند كه على عليه السّلام را براى بيعت ببرند و كردند آنچه كردند ، و مورد آيه تصميم بر اينكه سرقت را از شخص سارق سلب كنند و گردن ديگرى بار كنند لذا ميفرمايد
ما لا يَرْضى مِنَ الْقَوْلِ
يعنى بنا بر امرى كه مرضى خدا و دين نيست مثل مثالى كه ذكر شد و صدها مثال كه ميان اهل باطل رواج دارد .
وَ كانَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطاً
احاطه نه مثل احاطه ظرف بمظروف است يا احاطه عرش و كرسى بجميع سماوات و ارض باشد يا جسمى بجسمى زيرا اين نحوه