احاطه فقط تماس سطح معقر محيط است بسطح محدب محاط بلكه احاطه قيموميت و قدرت و علم است بجميع ممكنات از ذره تا دره از مجردات تا ماديات از بسائط تا مركبات كه به قدر خردلى از علم و قدرت و قيموميت او خارج نيست چنانچه ميفرمايد
ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ
الاية مجادله آيه 7 ، و احاطه از صفات ذات است چون ذات مقدس حق صرف الوجود است و غير متناهى و محدود به حدى نيست بجميع موجودات احاطه دارد و بافعال و اعمال و اقوال آنها ازلا و ابدا در ازل ميداند آنچه در ابد واقع شود و در ابد ميداند آنچه در ازل واقع شده نه ابتدايى براى ازليت آن بوده و نه انتهايى براى ابديت آن هست اول بلا اول است و آخر بلا آخر جل ثنائه و عم نواله و عظم شأنه .
[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 109 ]
ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا فَمَنْ يُجادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً ( 109 )
بر فرض كه شما در دنيا طرفدارى از سارق و خائن كرديد و او را تبرئه نموديد و به گردن ديگران بار كرديد اما فرداى قيامت كه
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ
است كيست آنها را تبرئه كند و طرفدارى نمايد آيا كسى هست كه كفايت كند آنها را و وكالت نمايد براى آنها كه وكيل مدافع باشد البته نيست و نخواهد بود و عمل هر كسى بار بر خود او است .
ها أَنْتُمْ
ها حرف ندا است خطاب بمخاصمين و مدافعين است هؤلاء اشاره بخائنين است كه شما براى تبرئه آنها مخاصمه و مجادله ميكنيد
جادَلْتُمْ
مجادله كرديد عنهم از خائنين
فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
فائده بر آنها بر فرض باشد